تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧

نوع ششم : دلالت استعمالى تصديقى با منشأيت عرف لغوى عام « 1 » :

از جمله بارزترين موارد دلالت استعمالى تصديقى با منشأيت عرف لغوى عام آنجاست كه از ضرب‌المثل‌ها استفاده مىشود . مثلًا : در زبان فارسى ، هنگامى كه از ضرب‌المثل « هر كه بامش بيش ، برفش بيشتر » استفاده مىشود ، دلالت تصورى اين جمله ، همان است كه معناى تحت‌اللفظى آن مىرساند و آن اين است كه آن كس كه وسعت سطح برونى سقف خانه‌اش بيشتر است ، برف بيشترى بر آن مىنشيند ؛ لكن در كاربردهاى ضرب‌المثلى معناى مقصود چيزى ديگر است و آن اين است كه هر كس حوزهء قدرتش وسيع‌تر است ، بار مسؤوليتش سنگين‌تر است . بسيارى از ضرب‌المثل‌ها چنين‌اند كه از دال تصورى بر مصداق يك كلى ، خود آن معناى كلّى اراده مىشود . اين نوع دلالت ، نه از نوع دلالت‌هاى حقيقى و نه از نوع دلالت‌هاى مجازى است ؛ زيرا دلالت‌هاى مجازى و حقيقى همگى از نوع دلالت‌هاى تصورىاند ؛ در حالى كه دلالت ضرب‌المثل بر معناى مقصود از نوع دلالت تصديقى است اگر چه دلالتش بر معناى تحت‌اللفظى دلالت تصورى است ؛ لكن معلوم است كه مدلول تصوّرى مقصود نيست ؛ بلكه آنچه مقصود است آن كبراى كلى است كه معناى تحت‌اللفظى يكى از مصاديق آن محسوب مىشود . در زبان عرب ، استفاده از ضرب‌المثل‌ها بسيار فراوان و شايع است . به عنوان مثال ، ضرب‌المثلى كه مىگويد : « إنّ الطيورَ عَلَى أمثالِها تَقَعُ » كه به ادبيات فارسى منتقل شده است :
كبوتر با كبوتر باز با باز * كند همجنس با همجنس پرواز
اين ضرب‌المثل - و ساير ضرب‌المثل‌ها - مدلول به دلالت استعمالى تصديقى آنها ، همان كبراى كلّى است و همان نيز مقصود است ، و به هيچ وجه مدلول تصورى آنها - كه معناى تحت‌الفظى آنهاست - مقصود و مراد نيست .
هامش
( 1 ) . عرف اهل لغت . .