تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب مكاتيب قطب ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
خساست متوجّه غايتى داند و آن را با آن نَفاسَت « 1 » عبث و باطل ، « سبحانك
ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا » .
« 2 » قال اللَّه تعالى :
« وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ ما خَلَقْناهُما إِلَّا بِالْحَقِّ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ » .
« 3 »

سفر آسمانى

و چون اين تأمّل در كار آسمان كرد ، از همين تأمّل باز وقت افتد كه ذات آدمى سماوى است نه ارضى ، كلّى است نه جزئى . كه اگر از گوهرِ ارض بودى و حضيضِ « 4 » جزئيت را از آسمان درنيافتى همچون ديگر حيوانات كه صامت‌اند و حيران . و چون به همّت به آسمان رفت ، دانيم كه گوهرش از كانِ آسمان است . كه اگر بكوشد آنچه حالى به همّت مىرود آن زمان به قَدم رود چنانچه ادريس و عيسى رفتند و در عالم كلّيه قرين اشخاص كليّه گردد كه يوسف عليه السلام ايشان را صالحين گفت كه
« تَوَفَّنِي مُسْلِماً وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ » .
« 5 » و پيغمبر ما صلى الله عليه و آله و سلم رفيق اعلى فرمود : و اى دريغ كه كسى تواند كه همنشين رفيق اعلى گردد همنشينى حيوانات عُجْمْ « 6 » گزيند . قَطَرات كه از كأس كليّات اشخاص به حكم
« ولِلْأَرْضِ مِن كَأسِ الكِرامِ نَصيبٌ » « 7 »
بر زمين چكد اين جا بهار شود و الْوانِ فواكه كه از درختان « 8 » رويد و همچنين ساير حسنات اين جهان از خورده ريزهء خوان ايشان باشد . آن
هامش
( 1 ) . نَفاسَت : پاكيزگى ، گرانبهايى . ( 2 ) . منزهى تو نيافريده‌اى آن را لغو و بى فايده . ( 3 ) . ما اين آسمان و زمين و آنچه را ميان آن‌هاست به بازيچه نيافريده‌ايم . آن‌ها را به حق آفريده‌ايم ، ولى بيشترين نمىدانند . سورهء دخان ، آيهء 38 و 39 . ( 4 ) . حضيض : پستى . ( 5 ) . مرا مسلمان بميران و قرين شايستگان ساز . سورهء يوسف ، آيهء 101 . ( 6 ) . عُجْمْ : بى زبان . ( 7 ) . زمين را از كاسه ها ( نواله‌ها ) ى كريمان بهره‌ايست . ( 8 ) . م : درخت آن .