مكتوب
128
بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم
مِن عبداللَّه قطب بن محيي إِلى الوليَّين الكريمَين الأمير شمس الملّة و الدّين أبي سعيد و الأمير ركن الملّة والدّين حسن .
دورى ازبيگانگان
امّا بعد ؛ فوا شوقاه إِلى لقاء خليلي ! اى برادرانِ دو گانهء يگانه ! هركس كه نورطلبِ جِنان وجود او را فرو نگرفته كه چون او را بينند خداى با ياد آيد ، ديدهام از ديدار چنان كس كور و دلم از او نفور است . تاب و طاقت ديدار بيگانگان ندارم ، چه سخنان بيگانگانِ از خدا و چه صوت الحمير ، چه نفس ايشان و چه زمهرير . خدايا دست گير !
اى برادرانِ يگانه ! بر تنهايى صبر كنيد كه ذاكرِخدا مذكور است ، قال اللَّه تعالى :
« أَنا جَليسُ مَنْ ذَكَرَنى » . « 1 »
و ملامت الايمان را تن نهيد كه محبّت را ملامت لازم است .
أجدُ الملامةَ في هواك لذيذةً * حبّاً لذكرك فَلْيَلُمني اللؤم « 2 »
اگر آدمى بر شما كمتر آيد باك مداريد كه شايد فرشته بيشتر آيد .
زنهار كه خود را تنها مبينيد كه فرشتگان خداى پيرامون ذاكرانند و اگر شامّهء شما بگشايند استنشاق انفاس ايشان كنيد بأطيب انفاس الملائكه « 3 » .
هامش
( 1 ) . همنشينم با كسى كه مرا ياد كند . كافى ، ج 2 ، ص 296 .
( 2 ) . سرزنش ديگران را در راه دوستى تو لذّت بخش مىيابم و اين به خاطر دوستىِ ياد توست ، پس اى ملامت گران ملامتم كنيد !
( 3 ) . به خوشبوترين نفَسهاى فرشتگان .