مكتوب
130
بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم
مِن عبداللَّه قطب بن محيي إِلى وليىّ الوحيد الأمير ركن الملّة و الدّين حسن .
صبر و پايدارى
امّا بعد ؛ شاد آن روز كه به دولت محمّد مصطفى صلى الله عليه و آله و سلم دست به دست ، به دستبوس او رسيم و در خاك پاى او افتيم . و خرّم آن ساعت كه اين منزل ويران بدرود كرده به دارپاكان ملحق شويم و ديدار حضرت رسالت و اهل بيت طهارت ببينيم .
اى دوست ! جفاى دشمنان مىكش ! اى يار ! زخم اغيار مىچش ! هرچند مشت زنند تو سندان باش ! هرچند آسيب رسانند تو خندان باش ! دشمن كيست ؟ دنياى نابكار كه ابناء خويش را گمارد تا ابناء آخرت را آزارند . اى دوست ! صبور باش صبور كه خدا تو را مىبيند .
شخص را بر لب دجله هزار چوب زدند فرياد نكرد ، گفتند : با اين ضربِ اليم چگونه اين صبر عظيم كردى كه يك ناله نكردى ؟ گفت :
براى آن كه محبوب مرا مىديد . عارفى شنيد گفت : لَو رَأيتَ المَحْبوبَالأكبر . « 1 »
اى دوست ! چون جزاى بيگانگان « 2 » در رسيد اين مشقت ها نابود گردد . صبر كن ! حلم ورز ، حلم . جز خداى را به هيچ مدان و به هيچ سر
هامش
( 1 ) . اى كاش محبوب بزرگتر را مىديد .
( 2 ) . م : جزاى نيكان .