مكتوب
36
بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم
مِن عبداللَّه قطب بن محيي إِلى وليّي في اللَّه الأمير عماد الملّة و الدّين محمّد .
دقّتهاى نابجا
امّا بعد ؛ اولى به حال مؤمنان آن است كه بحث و تفتيش از امرى كه احتمال هست كه اگر ظاهر شود منشأ عنت « 1 » و مشقّت باشد مؤمنان را نكند مادام كه آن بحث و تفتيش بر او فرض نباشد . قال اللَّه تعالى :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ » .
« 2 » اين است سنّت ماضيه كه سلفِ امّت بر آن رفتهاند و مخلصان و موقنان در روزگار بر آن سلوك كردهاند . بحث و استكشافى كه بر ايشان واجب نبوده نكردهاند و امور را در تحت سرّ الهى باز گذاشتهاند . چون نوبت به جماعتى رسيده كه اشتغال به تزكيه نفس و استبصار در دين را مرفوض « 3 » داشتهاند و مفروض نشناخته و به سبب فراغت نفس ، شغلى چند غير ضرورى پيش گرفتهاند و التزام ما لايلزمى چند نموده و به بليّه « هي النفسُ إِنْ لَم تَشْغَلها شَغَلَتْك » « 4 » مبتلا شدهاند و استقصايى « 5 » چند
هامش
( 1 ) . عنت : سختى ، دشوارى .
( 2 ) . اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، از چيزهايى كه اگر براى شما آشكار گردد شما را اندوهناك مىكندمپرسيد . سورهء مائده ، آيهء 101 .
( 3 ) . مرفوض : ردشده .
( 4 ) . اين نفس است اگر او را به كار نگيرى او تو را به كار گيرد .
( 5 ) . استقصاء : جست و جو كردن .