وسواس
اگر به تطهير دل مشغول شدى از اخلاق ذميمه و احتراز از تلوّث به رجس سگ نفس او را بهتر بودى . و اگر او را از اين باب شغلى بودى خود به آن وساوس نمىپرداخت . براى حرمان اوست از كمال حسن اسلام كه مبتلا به چنين مالا يُعنى شده ، و خدا خشنود باد از كسى كه مراتب هر چيز بداند و اهمّ فَلَاهم تقديم كند . نكند كه فرايض را ضايع گذارد شغلًا بالنّوافل ، يا خود را فرو گذارد اشتغالًا بالغير . و حقّ است بر كسى كه آنچه سهل بايد گرفت ، سخت گيرد و آنچه سخت بايد گرفت ، سهل گيرد براى آن كه قوّت بيش [ از ] يكى نيست چون طاقت و قوّت خويش در آنچه زيادهء مسِّ حاجت « 1 » به آن نيست صرف كرده ، نوبت آنچه مسّ حاجت به آن هست چون رسيد ، بى قوّت شد و به آن ايستادگى نمىتواند نمود .
و اينها كه در طهارت ظاهر مبالغه زايد دارند ، اكثر آن است كه از طهارت باطن محرومند و از اخلاق حميده عارى . بدخو « 2 » و ناسازگار و جفاكار و پر آزار مىباشند . و از آنان كه در رعايت دقايق توغّل « 3 » زايِد مىكنند اكثر آن است كه جلايل فرو گذاشتهاند و به دقايق اشتغال مىنمايد .
« وَ السَّلامُ عَلى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى »
« 4 »
هامش
( 1 ) . مسّ حاجت : كشش حاجت . مسّت الحاجةُ اليه : نياز ، او را بدان كار كشيد .
( 2 ) . م : به خود
( 3 ) . توّغل : فرو رفتن .
( 4 ) . سوره طه ، آيهء 47 .