فصل فى الترغيب فى حفظ اللسان الذى هو من احسن الصفات الانسان
نان و حلوا چيست قيل و قال تو * وين زبان پردازى بيحال تو
گوش بگشا ، لب فرو بند از مقال * هفته هفته ، ماه ماه و سال سال
صمت عادت كن كه از يك گفتنك * مىشود تاراج « 1 » اين تحت الحنك
ايخوش آنكو رفت در حصن سكوت * بسته دل در ياد حى لا يموت
رو نشين خاموش چندان اى فلان * كه فراموشت شود نطق و بيان
خامشى باشد نشان اهل حال * گر بجنبانند لب گردند لال
310
چند با اين ناكسان بىفروغ * باده پيمائى دروغ اندر دروغ
وارهان خود را ازين همصحبتان * جمله مهتابند و دين تو كتان
صحبت نيكانت ار نبود نصيب * بارى از همصحبتان بد « 2 » شكيب
فصل فى ذم من تشبه بالفقراء السالكين و هو فى زمرة الاشقياء الهالكين
نان و حلوا چيست اين اعمال تو * جبهى پشمين رداء و شال تو
اين مقام فقر « 3 » خورشيد اقتباس * كى شود حاصل كسى را در لباس
زين ردا و جبهات اى كج نهاد * اين دو بيت از مثنوى آمد به ياد :
« ظاهرت چون گور كافر پر حلل * وز درون قهر خدا عز و جل »
« از برون طعنه زنى بر بايزيد * وز درونت ننگ ميدارد يزيد »
هامش
( 1 ) - نخ : زنار
( 2 ) - نخ : نكيب
( 3 ) - نخ : فخر