تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهاء الدين محمد العاملي ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
هر چه پيداست در اين دير دو راه * نيست بىجلوهء اسماء اللّه
بس اثرهاست در اين عالم خاك * كه كنند اهل معانى ادراك
1260
اسم اعظم كه نهان از نظر است * عقل‌ها جمله از آن بىخبر است
الف و يك نام كه دارد دادار * هر يكى فائده‌يى را در كار
يك از آن داشت يكى پيغمبر * پدر مادر موسى از بر « 1 »
مادر موسى عمران چون زاد * پدر آن نام به دختر بنهاد
ليك ميداشت نهان از همه كس * پدرش بود از آن واقف و بس
تا بفرمان خداوند جهان * يافت عمران شرف وصلت آن
شد از آن اسم مقدس آگاه * كه بود اعظم اسماء اللّه
گفت يا رب بصفات اين اسم * به حق حرمت ذات اين اسم
كه مرا ده پسرى با مقدار * صاحب معرفت و علم و وقار
نبى مرسل خود ساز او را * در همه باب تو بنواز او را
1270
داد او را پسرى رب جليل * كه زد او جامهء فرعون به نيل
نوح از بركت اين اسم و صفات « 2 » * يافت از مهلكه آب نجات
موسى از پرتو اين اسم به طور * يافت گفتار تجلى با نور
عيسى اين اسم چو بر خواند ، اموات * يافتند از اثر اسم حيات
هر چه در عالم ، از اين اسم بپاست * زانكه اين اسم كنوز الاسماست
اين در از نه صدف اسرار است * بىبدل چون گهر شهسوار است
وه چه اسم است كه بسيار كسى * نيستش بر سر اين دسترسى
هامش
( 1 ) - نام آن پيغمبر ( دعايا ) بوده است . ( 2 ) - بركت : ( به سكون راء )