را بر سر حسين عليه السّلام نهاد ، سپس سرش را به سوى آسمان بلند كرد و عرض كرد : « خدايا ! محمّد بنده و رسول تو است ، و اين دو پاكترين خاندان من و برترين افراد خانواده و شجرهء من هستند ، اين دو را بعد از خود در ميان امّتم به يادگار مىگذارم . جبرئيل به من خبر داد كه اين پسرم ( حسين عليه السّلام ) كشته و واگذاشته مىشود ، خدايا ! كشته شدن در راه خدا را براى او مبارك گردان ، و او را از سادات و سروران شهيدان قرار بده . خدايا ! به قاتل و خواركنندهء او بركت نده . » همهء حاضران با صداى بلند ، زار زار گريستند ، پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم به آنها فرمود : «
أ تبكون و لاتنصرونه
، آيا گريه مىكنيد ، ولى او را يارى نمىكنيد ؟ » سپس پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم در حالى كه رنگش برافروخته و چهرهاش سرخ شده بود ( به فراز منبر ) بازگشتت و در حالى كه سرشك اشك از چشمانش سرازير بود خطبهء كوتاه ديگرى خواند ، و فرمود :
« اى مردم ! من در ميان شما دو يادگار گرانقدر مىگذارم كه عبارتند از : كتاب خدا و عترتم يعنى اهل بيتم و آنان كه اساس سرشتشان از من است ، آنان كه وجودشان با آب و گل زندگى من آميخته شده ، و ميوهء من هستند ، و اين دو ( قرآن و عترت ) از همديگر جدا نگردند تا در كنار حوض كوثر قيامت بر من وارد گردند ، من در انتظار ديدارشان به سر مىبرم ، و من از شما جز آن را كه پروردگارم خواسته و به آن امر فرموده نمىخواهم و آن مودّت و دوستى نزديكان و خويشان من است « 1 » خوب متوجّه باشيد به گونهاى با آنها رفتار كنيد كه مبادا فرداى قيامت در كنار حوض كوثر ، با وضعى با من ملاقات كنيد كه با آنها
هامش
( 1 ) . اشاره به آيه «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى» ( سورهء شورى ، آيهء 23 ) .