اعتراض شديد امام سجّاد عليه السّلام به خطيب ياوهگوى يزيد
[ روز جمعه بود ، مردم براى اداى نماز جمعه در مسجد اموى دمشق اجتماع و ازدحام كرده بودن ، يزيد مىخواست عظمت خود را به رخ امام سجّاد عليه السّلام بكشد ، از اين رو آن حضرت را به مسجد آورده بودند ] يزيد به خطيب خود گفت : « بالاى منبر برو ، و حسين و پدرانش را نكوهش و بدگويى كن . » خطيب بر فراز منبر رفت و در سرزنش و نكوهش امير مؤمنان على عليه السّلام و امام حسين شهيد عليه السّلام ، بسيار سخن گفت ، و در مدح و تمجيد معاويه و يزيد افراط نمود .
امام سجّاد عليه السّلام كه در پايين منبر بود فرياد زد :
ويلك ايّها الخاطب اشتريت مرضاة المخلوق بسخط الخالق فتبوّأ مقعدك من النّار
، واى بر تو اى سخنران ! خشنودى مخلوق را به خشم خالق خريدى ، نشيمنگاه خود را در آتش ببين . « 1 » و چه نيكو سروده است شاعر عرب ، ابن سنان خفاجى در ستايش امير مؤمنان على عليه السّلام و فرزندانش ، آنجا كه گويد :
اعلى المنابر تعلنون بسبّه * و بسيفه نصبت لكم اعوادها
« بالاى منبرها به طور آشكار از امير مؤمنان على عليه السّلام بدگويى
هامش
( 1 ) . در اينجا بود كه به پيشنهاد امام سجّاد ( ع ) و تقاضاى مردم در مورد خطبه خواندن امام سجّاد ( ع ) ، يزيد را ناگزير به اجازه دادن نمود ، امام ( ع ) بالاى منبر رفت ، خطبهء تاريخى خود را القاء كرد ، اين خطبه اوضاع را به نفع خاندان رسالت ، دگرگون نمود ، و آن چنان جوّ را عوض كرد كه يزيد اظهار پشيمانى مىكرد . . . اين خطبه در اين كتاب نيامده ، در اين باره به كتاب سوگنامه آل محمّد ( ص ) تأليف مترجم ، صفحهء 476 تا 483 مراجعه كنيد . ( مترجم ) .