رفتم تا به او رسيدم و در پيش رويش در حالى كه گريه مىكردم ايستادم و گفتم :
يا امّتاه ! جحدوا و اللَّه حقّنا ، يا امّتاه ! بدّدوء و اللّه شملنا ، يا امّتاه ! استباحوا و اللَّه حريمنا ، يا امّتاه ! قتلوا و اللَّه الحسين ابانا ، اى مادر جان ! سوگند به خدا حقّ ما را انكار كردند ، اى مادر جان ! سوگند به خدا جمع ما را پراكنده ساختند ، اى مادر جان ! سوگند به خدا حريم حرمت ما را شكستند و مباح نمودند ، اى مادر جان ! سوگند به خدا پدرمان حسين عليه السّلام را كشتند .
حضرت زهرا عليها السلام فرمود :
كفّي صوتك يا سكينة ، فقد قطّعت نيّاط قلبى ، و اقرحت كبدى هذا قميص ابيك الحسين لا يفارقنى حتّى القى اللَّه به ،
سكينه خانم ! ديگر سخن مگو ، زيرا رگ قلبم را پاره كردى ، و جگرم را شعلهور نمودى ، اين پيراهن پدرت حسين عليه السّلام است ، كه از من جدا نخواهد شد تا با آن خدا را ملاقات كنم .
سخن رأس الجالوت ، بزرگ يهوديان
ابن لهيعه به سند خود از عبد الرّحمن نقل مىكند كه گفت : « من رأس الجالوت ( روحانى بزرگ يهود ) را ديدم گفت : « سوگند به خدا بين من و حضرت داود عليه السّلام هفتاد پدر واسطه است ، يهوديان به همين خاطر به من احترام شايان مىكنند ، ولى شما با اينكه بين پسر پيامبرتان و بين پيامبر جز يك واسطه بيشتر فاصله نيست ، فرزندانش