تشكيكها و ايرادها
از جمله اشكالات سستى كه بر اين معنا وارد شده آن است كه بعضى گفتهاند :
« ولايت در اين حديث به معناى يارى رساندن و محبت است » و استدلال ادبى نمودهاند كه وزن « مفعل » - كه « مولى » بر اين وزن است - به معناى « افعل » نمىآيد . پس ناگزير معناى أولى براى « مولى » درست نيست .
اينان يا نادانند و يا به نادانى تظاهر مىكنند ؛ زيرا مفسران ، محدثان و اهل لغت بزرگ اهل سنت تصريح كردهاند كه واژهء « مولى » به معناى « أولى » آمده و آيه شريفه « فَالْيَوْمَ لايُؤْخَذُ مِنْكُمْ فِدْيَةٌ وَلا مِنَ الَّذينَ كَفَرُوا مَأْواكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلاكُمْ وَبِئْسَ الْمَصيرُ » « 1 » و برخى آيات ديگر را به همين معنا تفسير نمودهاند .
از جمله كسانى كه با صراحت به اين معنا اشاره نمودهاند مىتوان به فرّاء ، ابوزيد ، ابوعبيده ، اخفش ، ابوالعباس ثعلب ، مبرّد ، زجّاج ، ابن انبارى ، رمّانى ، جوهرى ، ثعلبى ، واحدى ، زمخشرى ، نيشابورى ، بيضاوى ، نسفى ، ابوسعود ، شهاب خفاجى و . . . اشاره نمود . « 2 »
هامش
( 1 ) . سورهء حديد : آيهء 15 .
( 2 ) . ر . ك : نفحات الازهار : 8 / 15 - 88 .