اللهمّ وال من والاه وعاد من عاداه ؛
پروردگارا ! بر آن كس كه ولايتش را پذيرفت ولى باش و آن كس را كه با او دشمنى كند دشمن باش .
اگر چه هيچ كدام از اين موضعگيرىها سودى نبخشيد ؛ چرا كه :
اعتراض - آن چنان كه فهرى مرتكب شد - كفرى بود كه عذاب الهى را به دنبال خود نازل كرد .
كتمان حقيقت - چنان كه برخى ديگر انجام دادند - عصيان بزرگى بود كه نفرين و ذلّت را در پى داشت .
و تحريف روايت ، خيانتى بود كه گذشتِ روزگار آن را برملا مىنمود .
با اين حال تمامى اينها بايد باشد ، اما اين بار با وجههاى عالمانه و رنگ و لعابى علمى ! يعنى خدشه در دلالت و معناى حديث .
اين موضع گيرى و اقدام نيز - با آن كه از جانب كسانى است كه به احاديث و سخنان نقل شده در مورد غدير توجهى ندارند - اين نكته را آشكار مىكند كه بىترديد حديث غدير امر عظيمى را بيان نموده كه اين چنين مورد اختلاف و نزاع قرار گرفته است .
غدير آخرين جايگاه اعلام عمومى ( فارسى ) — صفحة 61
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٦١