( 1 )
به بهشت برين
هر چه عمر امام زين العابدين عليه السلام زياد مىشد ، بر ضعف و پژمردگى آن حضرت افزوده مىشد ، و خود را سخت به زحمت مىانداخت ، و نفس خود را از عبادت زياد و طاعت فراوان تحت فشار قرار مىداد ، و آن گونه كه همهء مورخان وحدت نظر دارند ، امام عليه السلام بيشتر اوقات زندگى خود را روزها به روزهدارى و شب را به نماز و قيام گذراند و در عين حال خاطرات تلخ كربلا و آنچه از گرفتاريها و مصائب بر سر پدر و خاندانش آمده بود ذهن او را به خود مشغول مىداشت و هرگاه به عمهها و خواهرانش مىنگريست ، به ياد مىآورد كه در روز عاشورا از خيمهاى به خيمهاى فرار مىكردند ، در حالى كه منادى قوم مخالف صدا مىزد ؛ خانههاى ستمگران ! را بسوزانيد دلش پردرد و غم مىشد و قلبش را مىفشرد و طبيعى است كه همهء اينها اثر وضعى بر سلامتى آن حضرت داشتند كه اين رنجها و ناراحتيها بدن او را آب كرده بود .
به هر حال ما در آخرين بخش اين كتاب قرار داريم و به مرحلهء آخر زندگانى امام عليه السلام و رويدادها را كه آن مرحله همراه داشت اشاره مىكنيم .