مدخل در موقوفات مزبور ننموده ، قلم و قدم كوتاه و كشيده دارند و از حشو نتيجهء اخراجات موضوع و مستثنى دانند و به علت اخراجات و استصوابيات و مالوجهات و وجوهات حكمى و غير حكمى و عوارض مسددة الابواب از علفه و علوفه و قنلغا « 1 » و رسومات داروغگى و ساير اعمال و توجيهات خلاف حساب و سرشمار و خانه شمار و سلامى و ساورى و مهمانى و پيشكشى و عيدى و نوروزى و هوايى و مدد خرج و حوالهء تفنگچى و چريك و مقطعى و بيگار [ پيكار ، پيگار ! ] و شكار و الام و الاغ و خرج ( طرح ) و دستانداز و يراقپوشى ايّام عاشورا و ساير تكاليف ممنوعه و غير ذلك به هر اسم و رسم كه بوده باشد حواله و اطلاقى بر موقوفات مزبور و رعايا و مستأجران و ضابطان آن نكرده ، اعزاز و احترام مباشرين و رعايت و مراقبت رعايا و مستأجرين موقوفات مزبوره را واجب و لازم شناسند و شكر و شكايتى كه از آن جماعت به عرض اقدس رسد ، مؤثر دانند .
كدخدايان و رعايا و مزارعين و مستأجرين و ضابطان و دكانداران ، سال به سال مالوجهات و حقوق ديوانى خود را به مباشرين ضبط و صرف موقوفات مزبوره و اصل ساخته ، چيزى قاصر و منكسر نگردانند .
مستوفيان و حكام كرام در دفاتر خلود رقم اين عطيّه را در دفاتر خلود ثبت نموده ، به تيولداران و همه سالهداران و صاحبان سيورغال محال مزبوره عوض دهند و از شائبه تغيير و تبديل مصون و محروس شناسند و در اين باب قدغن دانسته ، هرساله رقم مجدد طلب ننمايند و در عهده دانند . تحريرا فى شهر رجب المرجب سنهء 1111 .
حكم جهانمطاع شد آن كه چون پيوسته از خزانهء جود و عطاى دادار بىهمال بر وفق خواهش اولياى اين دولت عديم المثال به ضميمهء اين خاندان مكرمت و افضال در مرتبهء اعلى و عين كمال مهياست ، ما نيز در ازاى آلاى الهى نهمت فلكفرساى شاهنشاهى را مصروف به انتظام احوال علماى ديندار و فقهاى حقانيت شعار و تنسيق اماكن و مدارس و توسيع معايش و ملابس آن گروه دانشپژوه فرمودهايم تا از رهگذر نشر فضل و افضال و انشراح بال و كافل امانى و آمال آن قوم حميده خصال صيت معدلتگسترى و دينپرورى اين خاندان پيغمبرى مرسله گوش مكتبان مكان امكان گردد و قبل از اين كه از كمال اخلاص و صوفيگرى رفعت و معالى پناه ، مقرب الخاقانى ، حاج الحرمين الشريفين نظاما للرفعة و المعالى ، آقا كمال ريش سفيد حرم محترم عليّه عاليه و صاحب جمع خزانه عامره به سبب بناى مدرسهاى بنام نامى همايون [ ما ] در محلهء عباسآباد دار السلطنه اصفهان گردن مباهات از همگنان افروخته و در اندك زمانى پيرايهء اتمام را زيب اندام آن بناى
هامش
( 1 ) . يا قليغا يا قنغلا : نوعى ماليات كه براى پذيراى عمال حكومت و ديگران وصول مىشود . ( معين ) .