گفت :
ز فتح خان اگر تاريخ خواهى * ز قتل عام مشهد مىتوان يافت « 1 »
اشعار شاعران شيعى
ادبيات ضد سنى درست همانند ادبيات ضد شيعى ، رواج فراوانى در اين دوره داشته است .
شاعران اشعارى درباره مخالفان مىسرودند و از آنجا كه طبع شعر ، افراطگر است ، اين اشعار سبب دشمنىهاى بيشتر و تحريك هرچه وسيعتر عوام مردم مىشد . اين را نيز توجه داريم كه در دورهء صفوى ، شاعران عمدتا به دليل اشعارى كه در مدح امامان عليه السلام مىسرودند ، مورد حمايت قرار مىگرفتند .
يكى از شاعران شيعه اين عهد ، حيرتى است . وى عمدتا اشعارى در ستايش امامان و مذمّت مخالفان سروده است . اصل وى از مرو بوده و پس از آن به كاشان ، مركز شيعه در ايران آمده و تا آخر عمر در كنار دوستانش چون محتشم زندگى را سپرى كرد . قاضى احمد قمى با اشعار به اين كه او چهل هزار بيت شعر در مدح امامان و تبرّاى از دشمنان دارد ، بخشى از يكى از قصايد وى را آورده است كه با معذرت ، آن را نقل مىكنيم :
نيست بر جاى احمد مختار * به خدا غير حيدر كرار
گر كنم اصل نكته را تكرار * ليس فى الدار غيره ديار
زير فرمان اوست جنّت و نار * تابع امر اوست ليل و نهار
بارها كردهام من اين تكرار * توهم اين نكته را نگه مىدار
كه نگهدار حاضر و غايب * نيست غير از على ابى طالب
اى كه بو بكر گويى و عثمان * و ز عمر مىكنى حديث بيان
به حديث و به آيت و قرآن * لعن مىكن مدام بر همه شان
سه منافق پيرو شيطان * گر بپرسى ز خسرو دو جهان
شاه مردان و صاحب ميزان * چه زمين و زمان ، چه انس و چه جان
همه گويند آشكار و نهان * كه نگهدار حاضر و غايب
نيست غير از على ابى طالب
« 2 » همو از وى قصيدهاى در جواب خواجه سلمان ساوجى آورده است كه ضمن آن به سنّيان قزوين كه تا زمان شاه طهماسب هنوز برقرار بودند ، حملهء فراوان كرده است . شعر او در
هامش
( 1 ) . راقم سمرقندى ، همان ، صص 396 - 397
( 2 ) . قمى ، قاضى احمد ، همان ، ج 1 ، ص 374