تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
خواجه اسحاق سياوشانى ، قرار شد تا قزلباشان با اهل و عيال خود از هرات خارج شوند . عبيد خان هم پذيرفت . در آن هنگام ، وى در شعرى ، گبران را بر شيخ الاسلام شيعه ترجيح داد :
اى اهل هرى ( هرات ) ز خاص تا عام شما * از شاه و گدا
دانم كه بهم خورد سرانجام شما * از لشكر ما
چون باعث صلح خواجه اسحاق شده * يعنى كه بود
گبرى بهتر ز شيخ الاسلام شما * در مذهب ما
مولانا هلالى در پاسخ اين شعر عبيد خان گفت :
اى شهره شده به ظالمى نام شما * از شاه و گدا
آزار بود ز اهل دين كام شما * اين هست روا
بستيد بر اولاد على نان و نمك * چون قوم يزيد
صد لعنت معبود بر اسلام شما * در مذهب ما « 1 »
دوبيتى هم از رستم ميرزا فدايى در مذمّت قزلباشان نقل شده كه چنين است :
بنگر قزلباش و دل ابترشان * زهر است بجاى باده در ساغرشان
ژوليده به فرقشان نه موى سيه است * پاشيده فلك خاك سيه بر سرشان « 2 »
در اشعار ديگر شاعران روزگار صفوى ، سرايش اشعارى به دفاع از تشيع و در نقد تسنن امرى طبيعى است . شاعرى با نام موالى تونى ( م 949 ) در يك رباعى چنين مىسرايد :
خوش آن گروه موالى كه كاتب تقدير * به صفحهء دلشان مهر اهل بيت نوشت
ز كار سنّى گم‌كرده‌راه حيرانم * كه بهر خاطر عمر چرا بِهَشت بِهِشت « 3 »

راقم سمرقندى

يكى از آثارى كه در شرق تأليف شده و فضاى ضد شيعى بر آن حاكم است ، تاريخ راقم سمرقندى است كه در نيمهء نخست قرن يازدهم هجرى نگاشته شده است . وى از شاه اسماعيل به عنوان فردى « شيطان اغوا و ابليس غفلت » ياد كرده و اين كه او « مذهب شيعهء شنيعه را شايع كرد » . « 4 » او همچنين اشاره كرده است كه در زمان برآمدن شاه اسماعيل بود كه « مذهب مذموم شيعهء شنيعه در قلمرو او ( اسماعيل ) شايع گشت » و اين شيوع به حدى بود كه اهل سنت سنيه در هر گوشه » « متوارى » بودند . سمرقندى مىگويد كه در آن زمان مولانا
هامش
( 1 ) . قمى ، قاضى احمد ، همان ، ج 1 ، ص 191 - 192 ( 2 ) . موسوى اردبيلى ، فخر الدين ، اردبيل و دانشمندان آن ، ج 2 ، ص 182 شرح حال شاعر در ج 1 ، ص 216 همان كتاب آمده است . ( 3 ) . صدرائى و . . . ، فهرست نسخه‌هاى خطى كتابخانهء مجلس ، ج 38 ، 309 ( 4 ) . راقم سمرقندى ، تاريخ ، نسخهء عكسى ، ص 187