تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
پى بيش از آن هستند . نمىدانم در پى چيست‌اند و تا كى به اسراف مىگروند . بگو تا رمقى در تو باقى است بكوش ؛ آن وقت فاجرى را خواهى يافت كه بر تو پيشى گرفته است . آيا از فزون‌طلبى در دنيا سير نمىشوند يا آن كه مغزهاشان از عقل تهى است كه خود را نزد هم نوعان خوار مىدارند ؟ و با چنگال آزمندى ، زيبايى صورتشان را مىخراشند و به اصرار از مردم گدايى مىكنند . در آنان هيچ انصافى نمىبينى ؛ آن‌چنان كه به شام و غذا اكتفا نمىكنند و به لباس و رداء قانع نمىشوند . قهوه مىخورند و در پى شهوت هستند ! از اينجا و آنجا مىگيرند و صرف قليان و تنباكو مىكنند و به زينت لباس و پوشش خود مىرسند . در پى زياده‌طلبى بر هم‌رديفان خود در معاش‌اند ، در حالى كه با توجه به تجملات و لباس‌هاى فاخر ، از خدا و جهان آخرت غافلند . نه به كم راضىاند و نه به زياد سير مىشوند . اين سبب آن شده است كه تمامى آنان ، كلّ بر ديگران شوند و عزّت را به ذلّت بپوشانند . زيادى انفاق و صله ، اگر يافت شود ، از كجا مىآيد و چه اندازه و به كدام نيت داده مىشود ؟ و زمانى كه اموال جز از راه حرام و شبهه و مال ستمگران پديد نمىآيد ، چگونه بخشوده مىشود . چگونه طلب مىكند تا ببخشد . چه كسى مىخواهد ، براى چه كسى ، چه اندازه و از چه كسى ؟ چگونه حاضر مىشود تا آبروى خود را نزد نااهل بريزد ؟ به علاوه كه به درستى نمىتوان معناى استحقاق را دريافت ؛ چرا كه در معناى نياز نيز هرج و مرج شده و نيازمند واقعى صله و انفاق ، به خاطر همين شبهات و ترديدها ، به دست نمىآيد . در حديث آمده است : نخستين چيزى كه وقت خروج از قبر از انسان سؤال مىشود ، دربارهء عمر اوست كه در چه گذرانده و دربارهء مال اوست كه از كجا بدست آورده و در چه راهى انفاق كرده است . امير مؤمنان عليه السلام در وقتى كه به خاطر رعايت تساوى در عطا و ترجيح ندادن سابقه‌داران بر ديگران ، سرزنش شد ، فرمود : مرا فرمان مىدهيد تا پيروزى را با ستم بر كسى كه والى اويم ، به دست آورم ؟ ! به خدا كه نپذيرم تا جهان سرآيد ، و ستاره‌اى در آسمان ، پى ستاره‌اى برآيد . اگر مال از آن من بود ، همگان را برابر مىداشتم ، تا چه رسد كه مال ، مال خداست . بدانيد كه بخشيدن مال به كسى كه مستحق آن نيست ، با تبذير و اسراف يكى است . قدر بخشنده را در دنيا بالا برد و در آخرت فرودآرد ، او را در ديدهء مردمان گرامى كند ، و نزد خدا خوار گرداند . هيچ‌كس مال خود را آنجا كه نبايد ، نداد ؛ و به غير مستحق نبخشود ، جز آن كه خدا او را از سپاس آنان محروم كرد و دوستىشان از آن ديگرى . پس اگر روزى پاى او لغزيد ، و به يارى آن‌ها نيازمند گرديد ، در ديدهء ايشان بدترين يار است و