تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 586

مساهمون:

ص٥٨٦
بيچاره بسى اميد در خاطر داشت * اميد دراز و عمر كوتاه چه سود « 1 »

134 گفتار در بيان وقايع بعد از ارتحال پادشاه مغفور تا زمان جلوس پادشاه مؤيّد شاه سلطان محمّد به وقوع آمده

قبل از اين به دست يارى كلك بيان اشاره به اين معنى رفته بود كه پادشاه غيور شاه اسماعيل خاطر كيميا مآثر به اهلاك شاهزادگان قرار داده آنان كه به مقرّ سلطنت نزديك بودند هلاك گردانيدند و آنان كه در اطراف به مملكت‌دارى اشتغال داشتند قورچيان بهرام صولت معيّن گرديد كه بدان محل رفته ايشان را هلاك گردانند . از آن جمله قورچى جهت اعدام پادشاه مؤيّد سلطان محمّد معيّن گشت كه به فارس رفته پادشاه جهان را يا شاهزادهء عالىمكان سلطان محمّد ميرزا شربت شهادت چشانند و آن قورچى قريب به شيراز رسيده ، فوت شاه اسماعيل به امر ملك جليل به وقوع آمده بود . و چون وارث ملك سواى پادشاه مؤيّد ابو الغالب شاه سلطان محمّد كسى ديگر نبود ، بنابراين مسرعان در غايت سرعت به صوب شيراز در پرواز آمدند [ 290 ب ] و آن قورچى كه به قتل آن پادشاه صاحب اقبال مأمور بود ، قبل از مسرعان ديگر بر اين حادثه اطّلاع يافته خود را به خدمت پادشاه والانژاد رسانيد و كيفيّت واقعه را من اوّله الى آخره به عرض رسانيد و به تهنيت پادشاهى زبان بگشاد و از تقرير بىنظير آن دوحهء نهال اقبال به « خوش خبر خان » ملقّب گرديده به حكومت دار الملك سليمان منصوب گشت . پادشاه جهان در ساعت بر سمت مستقرّ دولت بر بارگير فلك مسير بر آمده چون مهر سپهر طى طريق درگرفت . همچنين علىقلى خان شاملو كه در آن عهد [ حكومت شاه اسماعيل ثانى ] در اعداد قورچيان عظام معدود بود به مرتبهء ارجمند خانى مباهى گشته ايالت دار السّلطنهء هرات به وى مفوّض گشت و معين گرديد كه در داخل دار السّلطنهء هرات گردد پادشاه مؤيّد شاه عباس بن شاه سلطان محمّد را از حليهء حيات عارى
هامش
( 1 ) بيت دوّم را ندارد .