روز پنجشنبه سيم . اسبابهاى طلبهء مدرسهء سپهسالار را كه در تصرف قزاق بوده است اعلان نمودهاند كه بيايند و اسبابهاى خود را بگيرند .
روز پنجشنبه اسبابها را دادهاند و گفتهاند تا سه ماه نبايد در مدرسه بياييد . به طلبهها هرچه دادهاند غنيمت شمرده و گرفتهاند . تا سه ماه ديگر خود را آسوده مىدانند . عجالة قزاق در مدرسه منزل دارد . تف بر روزگار ! كعبه طويله شد !
جمعه چهارم - صاحب جمع نقل نمودند تلگرافى از مظفر الملك حاكم همدان قبل از ظهر امروز جهت امير بهادر جنگ رسيد كه آقا سيد جمال واعظ با ريش زده و لباس نظامى در همدان گرفتار و دستگير شد ، تا امر چه شود . و تفصيل آن از قرار تلگراف چنين است كه يك نفر نوكر حرامزادهء مظفر الملك به طهران مىآيد . در حضرت معصومه آقا سيد جمال را به اين شكل در دليجان پستى ديده . صرفنظر از مأموريت نموده در دليجان پهلوى سيد جمال نشسته تا اينكه وارد همدان شده و به حكومت اطلاع داده به همان حالت دستگيرش نمودهاند . . . « 1 » ريش زده بستگى و ساختگى است .
ايضا از قول آقا : مغرب روز چهارشنبه در تبريز اهل خيابان و جماعت شيخ سليم و مشروطهطلبان به مير هاشم كه از طرف دولت نزاع مىكرد و پسر رحيم خان و شجاع نظام و غيره به كمك ميرهاشم آمده بودند امان مىآورند و مشروطهخواهان مغلوب مىگردند . سوار و غيره بازار خيابان را به كلى غارت كردهاند و خيلى [ 139 ] جاها را خراب نمودهاند . مشروطهخواهان توپ هم داشتهاند ولى با توپ جنگ نمىكردند . دستهء سوار محافظ توپ يكمرتبه برمىگردند و سر توپ را طرف اينها مىنمايند و شليك مىكنند . عجالة مشروطهء تبريز هم مرد ،
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ !
و مخبر السلطنه حاكم هم از تبريز فرار كرده بوده . در مرند حكومت توقيفش
هامش
( 1 ) . يك كلمه ناخواناست .