روى قانون اساسى دول مشروطه ترجمه و امضاء و « گراور » شده و . . . [ 135 ] « 1 » است مابقى اصول را كه عمرو و زيد ايرانى از خود اختراع نكردهاند و ننوشتهاند ، معين است ترجمه است . پس اگر نكثى « 2 » بر اين قانون وارد بيايد و خلاف شود درواقع خلاف بر تمام قوانين دول مشروطه وارد آمده ، زيراكه عين قانون آنهاست .
پس اگر دولت مشروطه بخواهد با دولت ايران همراهى نمايد كه مستقله شود بر ملت آن دولت فرض است كه حفظ قانون خود را بنمايد . پس گمان مىكنم كه دول مشروطه با مستقلهء ايران همراهى بنمايند و تقويت از براى پارلمان و مطالبه و نقض قانون را بكنند و همراهى با مشروطهطلبان بنمايند . اگر همراهى نكنند نكث « 3 » بر پارلمان و قانون آنها وارد آمده است . مطلب خيلى است ولى همينقدر عرض كردم و بيشتر نمىنويسم .
اگر كار به ميل مشروطهطلبان شود واى به حال ما بيچارهها كه بدنام شدهايم .
نه از اين طرف بهره بردهايم و نه از آن طرف سودى ديده ، « خرس الدنيا و خوك الاخره » هستيم .
ولى به عقيدهء چاكر آخر به دست قانون و عدليهء صحيح و انجمنها خواهيم افتاد . همه يك طرف انگشت رساندن به شيخ . . . « 4 » يك طرف . . . ( 5 ) آورد ولى انگشت رساندن بد است . يك نفر بىسروپا ميان پانصد نفر انگشت به آدم برساند . مرگ و كشتن بهتر است .
مقصود اين است كه دو سال است ايران به تمام دول به [ 136 ] مشروطه معرفى شده است و به قانون مشروطيت رفتار مىكردند . تمام قوانين از قبيل قانون اساسى و قانون ولايتى و نظام كه ترجمه شده است و بعضى چيزها را تغيير دادهاند ، مثلا محلى كه موافق شرع نبوده به قانون شرع نبوى نمودهاند
هامش
( 1 ) . يك كلمه ناخوانا .
( 2 ) . اصل نكسى .
( 3 ) . اصل نكسى .
( 4 ) . در مورد اول يك و در مورد دوم سه كلمه سياه شده است .