و الا تمام همان قانون انگليس و آلمان و ايطاليا و هولند و بلجيك و اتازونى . . .
است . كليهء قانون يكى است . همينكه كسى بر خلاف قانون رفتار نمايد .
وانگهى قانون را كه خودش امضا كرده باشد و صحت او را دستخط كرده باشد چه قسم مىشود كه نقض آن را بكند ، و اگر شد دول مشروطه در مقام مؤاخذه خواهند برآمد و علت را خواهند پرسيد .
نمىدانم چه بنويسم و چه بشود . گمان نمىكنم بگذارند قدرى آب خوش از گلويمان پايين برود . در اين دو سال راه دزدى و دخل بسته شده و ديگر جان از براى ما نمانده . فقير و پريشان شدهايم . زيرا كه كار نوكرى دزدى و زور و اجحافگويى است . در اين دو سال دهنها بسته و راه زورگويى مسدود بود .
مثلا عمله به آدم بد مىگفت . ديگر به احدى نمىشد بگويى خدا پدر تو را بيامرزد . فورا جواب مىگفت . نوكر باب يعنى كسانى كه نوكر دولت بودند و كار آنها زور بود از يهودى بدتر بودند و ابدا حرف نمىتوانستند بزنند . « هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق » و عشق فدوى بر عدالت و قانون محمدى و شرط در حدود است .
در تبريز تا روز چهارشنبه دويم نزاع و جدال بوده ، « تا يار كرا خواهد و ميلش به كه باشد » . الهى ترك را نصرت بده و حق را يارى كن . [ 137 ]
روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران ( فارسى ) — صفحة 112
مساهمون: سيد احمد تمجيد السلطان تفرشي حسينى
ص١١٢