( 1 )
ضرورت امامت
امامت در اسلام امرى است ضرورى كه حيات جامعهء اسلامى بدون آن غير ممكن است ، امامت عنصر اصلّى در اقامهء عدل اجتماعى و ساختن جامعهء برين است بطورى كه اثرى از بىعدالتى اجتماعى و فقر و محروميت در جامعه نماند .
براستى كه هدف امامت در اسلام رساندن خيرات و بركات الهى بر بندگان خدا و برخوردار نمودن همگان از فرصتهاى برابر و پشتيبانى آنان در برابر بهرهكشى و بردهگيرى است ، امامت از بالاترين مراتبى است كه سير تفكر بشرى در عالم حكومت و سياست بدان رسيده و تنها در صورتى ميسر است كه در مسير تعيين شده از طرف اسلام حركت كرده و رهبران تقواپيشه از عترت پيامبر ( ص ) عهدهدار آن مقام گردند كه همتاى قرآن كريم و كشتيهاى نجات اين امّتند . و ما در مبحث بعدى اين مطلب را به وضوح بيان خواهيم كرد .
( 2 )
پيامبر و امامت
آنچه مسلم است و نقطهء ابهامى در آن نيست ، اين است كه پيامبر ( ص ) خطّ خلافت و امامت را پس از خودترسيم كرده و امّت را بلاتكليف و بىسرپرست رها ننموده است تا در معرض خطرات و مشكلات قرار گيرد . آرى دوازده تن از اهل بيتش را بصراحت به عنوان خلفا و جانشينان خويش نام برده كه در پيشاپيش همه ، بزرگ آنان امام امير المؤمنين عليه السلام قرار دارد ؛ او را شاخص و مرجع اين امت تعيين كرده و در اين مورد هيچ انگيزهء عاطفى از نوع عواطف تقليدى نداشته است و تنها به خاطر كفايت و صفات برجسته و ويژگيهاى امام