مورّخان مىگويند : امام عليه السلام به خود اجازه نمىداد تا كسى از همنشينانش نسبت به كسى كه به او بدى كرده جسارتى كند ، روزى يكى از دشمنان امام عليه السلام بر آن حضرت وارد شد رو به امام كرد و گفت :
« آيا تو با نماز آشنايى دارى ؟ » ابو حازم كه يكى از اصحاب امام در خدمت آن حضرت بود خواست تا طرف را تنبيه كند ، امام ابو حازم را منع كرد و فرمود :
« ابو حازم دست نگهدار ! همانا دانشمندان بردبار و مهربانند . »
سپس رو به آن مرد كرد و با محبت فرمود :
« آرى با نماز آشنايم . »
آن مرد بعضى از مسائل نماز را پرسيد ، امام عليه السلام جواب داد ، شرمنده شد و شروع به عذرخواهى كرد و گفت : « شما حجت را بر همه تمام كرديد . » « 1 » حقا كه روش امام عليه السلام با همنشينان خود و ديگران همان رفتار جدّش رسول گرامى ( ص ) بود كه براى كامل ساختن مكارم اخلاق مبعوث گشته بود .
( 1 )
رفتار امام با شيعيان
امام زين العابدين عليه السلام با شيعيان خود چنان رفتار مىكرد تا آنان براى ديگر مسلمانان در پارسايى و تقوا و زهد دينى سرمشق شايستهاى باشند ، در راه تربيت و تهذيب اخلاق والاى اسلامى شيعيان كوشيد و مواعظ و نصايح زيادى فرمود و آنان را بر تقوا و عمل نيك واداشت تا آنجا كه به يكى از شيعيان خود فرمود :
هامش
( 1 ) بهجة الابرار .