نموده تا از نعمتهاى آنان بهرهمند شود و به ايشان بينش و آگاهى بيشترى نسبت به فضيلت آن حضرت مرحمت كند و آنان را براى رعايت حقوق آن بزرگوار موفق بدارد .
( 1 )
رفتار امام با همنشينان
اما راه و رفتار امام عليه السلام با همنشينانش ، از برجستگى ويژهء آداب بلند و خلق عظيم اسلامى برخوردار بود ، بطورى كه به تمام معاشران خود احترام مىكرد و آنان را گرامى مىداشت ، چنان كه خود آن حضرت فرمود :
« هرگز كسى با من ننشست مگر فضيلت او را پاس داشتم . » « 1 »
امام عليه السلام همنشينان خود را گرامى مىداشت و به آنها الطاف زيادى مىكرد و با اخلاق والاى خود برخورد مىنمود . روزى نضر بن اوس بر آن حضرت وارد شد ، امام عليه السلام خوش آمد گفت و فرمود :
- « از كدام قبيلهاى ؟ » - « از قبيلهء طى » - « مرحبا به تو و مرحبا به قومى كه تو به آنها نسبت دارى ، خوب قبيلهاى است قبيلهء تو ! » مرد طائى نگاهى به امام كرد و عرض كرد :
- « شما خودتان را معرفى كنيد ؟ » - « من على بن حسين هستم » - « آيا على بن حسين با پدر بزرگوارت در كربلا كشته نشد ؟ » امام عليه السلام با محبتهايى شيرين فرمود :
« اگر شهيد شده بود كه تو هم اكنون او را نمىديدى ! » « 2 »
هامش
( 1 ) بهجة المجالس و انس المجالس : 1 / 46 از يوسف قرطبى .
( 2 ) تاريخ دمشق : 36 / 145 .