با جنان « 1 » صاف و چشم انصاف نگرند خواهند دانست كه شقاوت ابناء اين عصر زياده بر « ابن زياد » است و از جفاى ايشان تمام ايران شهر زور [ 1 ] و ملك بيداد
« فَسَتَذْكُرُونَ ما أَقُولُ لَكُمْ »
« 2 » ، در خانه اگر كس است يك حرف بس است .
فقل للدّهر انت اصبت فالبس * برغمك دوننا ثوب حداد « 3 »
اذا قدّمت خاتمة الرّزايا « 4 » * فقد عرّضت سوقك للكساد
تمّت بعون اللّه تعالى ثامن شهر ربيع الثّانى خلون من سنة ثمانين و مائة بعد الالف [ 2 ] .
پايان
هامش
[ 1 ] - يو ، شهر آذر .
[ 2 ] - فقط اين عبارت را نسخهء مل دارد .
( 1 ) - قلب ( ر ب ) .
( 2 ) - پس زودا كه ياد خواهيد كرد آنچه را مىگويم بشما ( از آيهء 47 سورهء مؤمن ) .
( 3 ) - اصبت از مصدر ، اصابة ، مصيبت زده شدن . ثوب حداد . چنين است در 10 نسخه و در نسخهء يو ، ثوبى حداد و به هرحال ضبط شعر صحيح نيست . حداد بكسر اول جامهء سوگوارى سياه يا كبود . ( رب . اقرب الموارد ) .
( 4 ) - شايد مقصود از خاتمهء رزايا مرگ باشد .