اقوال و افعالى را اظهار كند كه با عقايد فرعونيان هماهنگ بود ، ولى بر خلاف حق بود . و او اين كار را هم براى حفظ جان خود و هم براى كمك به حضرت موسى و حفظ جان او از خطر فرعونيان انجام مىداد . بنابراين او به اصل تقيه عمل مىكرد ؛ و قرآن كريم عمل او را با تكريم و ستايش يادمىكند .
4 . گذشته از آيات ياد شده ، عموم يا اطلاق آيات ذيل نيز بر جواز يا وجوب تقيّه دلالت مىكند :
-
وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ
( بقره / 195 ) .
-
لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا ما آتاها
( طلاق / 7 ) .
-
ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ
« 1 » ( حج / 78 ) .
تقيه از مسلمان
آيات سهگانهى اخير كه به عموم يا اطلاق آنها بر جواز تقيه استدلال شد ، تقيه از كافر و مسلمان را به طور يكسان شامل مىشوند ، اما سه آيهى نخست مربوط به تقيهى مسلمان از كافر مىباشد ، با اين حال به حكم اينكه مورد مخصّص نيست و ملاك عموميت دارد ، اين آيات تقيّه از مسلمان را نيز شامل مىشوند .
فخر الدين رازى در تفسير آيه نخست ( آل عمران / 28 ) گفته است : « ظاهر آيه بر اين دلالت مىكند كه تقيّه مربوط به كفّار است ، ولى مذهب امام شافعى اين است ؛ هرگاه حالتى كه اگر در مورد كفّار پيش آيد ، تقيه جايز است ، در مورد مسلمانان هم
هامش
( 1 ) - نقض الوشيعة ، ص 184 .