كه نسبت به اين اقدام خود مورد نكوهش برخى قرار گرفتند ، عمل خود را از قبيل كارى كه عمّار ياسر در برابر كافران انجام داد دانسته و آن را توجيه نمودند . « 1 » اين واقعه به روشنى بر اين حقيقت دلالت مىكند كه تقيّه قاعدهاى است كلى و به كافران اختصاص ندارد ، هرگاه شرايط آن فراهم شود ، خواه در مورد مسلمانان باشد يا كافران ، مىتوان آن را به كار گرفت .
تقيّه در روايات اهل بيت عليهم السّلام
تا اينجا ثابت شد كه تقيّه قاعده و روشى است عقلايى و از ضروريات زندگى بشر به شمار مىرود . و در شرايع آسمانى نيز به رسميت شناخته شده است .
و مسلمانان - فارغ از گرايشهاى مذهبى - آن را به كار گرفتهاند . با اين حال در روايات ائمهى معصوم عليهم السّلام نسبت به تقيّه تأكيد و اهتمام ويژهاى به چشم مىخورد .
تا آنجا كه در روايات متعدّد آمده است :
« لا ايمان لمن لا تقيّة له » « 2 » و « لا دين لمن لا تقيّه له » . و امام باقر عليه السّلام فرموده است :
« التقية من ديني و دين ابائي » « 3 » نظير اين سخن از امام صادق عليه السّلام نيز روايت شده است « 4 » .
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى : 10 / 284 - 292 .
( 2 ) - وسائل الشيعه ، ج 6 ، كتاب الأمر بالمعروف و النهى عن المنكر ، ابواب الأمر و النهى ، باب 24 ، روايات : 2 ، 3 ، 6 ، 22 ، 25 ، 29 ، 31 .
( 3 ) - همان ، حديث 2 .
( 4 ) - همان ، حديث 23 .