است . از آنجا مقام الوهيت مخصوص خداوند است ، عبادت نيز به او اختصاص دارد . و عبادت هر موجودى جز او شرك خواهد بود . بديهى است خضوع در برابر غير خداوند به انگيزه احترام به او بدون اعتقاد به الوهيت او ، شرك نخواهد بود . هر چند به صورت برترين خضوع يعنى سجده باشد چنانكه قرآن كريم از سجدهى فرشتگان در برابر آدم « 1 » و سجدهى يعقوب و همسر و فرزندان « 2 » او در برابر يوسف سخن گفته است . سجدهى فرشتگان به امر الهى بود ، و يعقوب پيامبر نيز از گناه - بويژه شرك - معصوم بوده است ، چنانكه نقل سجدهى برادران يوسف نيز با نكوهش همراه نيست ، تا بر ناروا بودن آن دلالت كند . از طرفى شرك ظلم عظيم است . « 3 » و ظلم قبح ذاتى دارد ، و خداوند هرگز به فعل قبيح امر نمىكند . « 4 »
بنابراين ، از آيات مربوط به سجدهى فرشتگان بر آدم و سجده يعقوب و فرزندانش بر يوسف به دست مىآيد كه سجده اگر به قصد پرستش نباشد ، بلكه به قصد تكريم و تحيت باشد ، شرك و حرام نيست . ولى بعيد نيست كه گفته شود مستفاد از ظواهر دينى اين است كه در شريعت اسلام سجده براى غير خداوند - هر چند به قصد پرستش نباشد - ممنوع گرديده است . « 5 »
هامش
( 1 ) .وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَبقره / 34 .
( 2 ) .وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً وَ قالَ يا أَبَتِ هذا تَأْوِيلُ رُءْيايَ مِنْ قَبْلُيوسف / 100 .
( 3 ) .إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌلقمان / 13 .
( 4 ) .قُلْ إِنَّ اللَّهَ لا يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ أَ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَاعراف / 28 .
( 5 ) . لكن الذوق الديني المتخذ من الاستيناس بظواهره يقضي باختصاص هذا الفعل به تعالى ، و المنع عن استعماله