چهار منزلى آن و مجاور « جسان »
به « روضة الصفا » و « رحلهء منشى بغدادى » رجوع شود .
[ ص 223 ]
( 911 )
ص 223 ، سطر 1 : كعب
[ ك ع ب ] ( اسم خاص ) . نام يكى از شعوب بنى لام است كه در حدود 3000 نفر جمعيت دارد .
به « تاريخ بصرهء ميرزا حسن نصرة الوزراء ص 115 » رجوع شود .
( 912 )
ص 223 ، سطر 3 : باغساى « 1 »
[ با غ سا ى ] ( اسم خاص ) . در اطراف جلگه بين النهرين و پاى پشتكوه در ناحيهاى بين آخرين دامنههاى كوه و نقطهاى كه رودخانهء « تورسك » از نظرها محو مىشود مكانى است كه پوشيده از تلها و خرابههاى شهرهاى مستحكمى مىباشد كه به زمان قديم « كاسىها » به جهت ايستادگى در برابر عيلامىها و « آسوريها » آنها را بنا نموده بودند . از عمده ترين تلهاى اين ناحيه تل « باغساى » و تل « سليمان تپه » و تل « سبعات خريز » است . ( از جغرافياى غرب ايران ص 291 ) .
( 913 )
ص 223 ، سطر 5 : بيان
[ ب يا ن ] ( اسم خاص ) . گوشهايست از نواحى بصره بر جانب شرقى دجله و راه حصن مهدى از آن مىگذرد . بيان در سابق تابع حصن مهدى و حصن مهدى خود از اعمال « اهواز » بوده است .
( از معجم البلدان ياقوت ) .
[ ص 224 ]
( 914 )
ص 224 ، سطر 5 : خيرآباد
[ خ ى ر عا با د ] ( اسم خاص ) . دهى است از دهستان مركزى بخش حومهء شهرستان بهبهان ، واقع در 20 كيلومترى جنوب بهبهان و 20 كيلومترى جنوب خاورى راه بهبهان به اهواز . « 2 »
( از فرهنگ جغرافيايى ايران جلد 6 ) .
هامش
( 1 ) - اين نام را مينورسكى « بغساى » و « بكساى » و جغرافياى غرب ايران « بكسايه » آورده است .
( 2 ) - فرهنگ جغرافيايى ايران از دو دهكده « خير آباد بالا » و « خير آباد پائين » نام مىبرد كه مستبعد نيست اين دو خير آباد به زمان نادر يك ده بوده ، و همان دهكدهاى باشند كه منظور جهانگشاست .
خيرآباد بالا دهى است از دهستان بويراحمدى گرمسيرى بخش كوهگيلويه شهرستان بهبهان كنار راه شوسهء آرو به بهبهان .
خيرآباد پايين دهى است از دهستان بويراحمدى گرمسيرى بخش كوهگيلويه شهرستان بهبهان كنار راه شوسهء آرو به بهبهان