خرابههايى است بنام ياسين تپه .
به « سرزمينهاى خلافت شرقى » و « نزهت القلوب » رجوع شود .
[ ص 216 ]
( 902 )
ص 216 ، سطر 3 : نيسان
[ ن ى سا ن ] ( اسم ) : نام ماه هفتم از ماههاى روميان است .
معروفست كه از قطرات باران درين ماه در صدف مرواريد بهم رسد - مجازا باران اين ماه را نيسان نيز گويند . ( از آنندراج ) .
[ ص 217 ]
( 903 )
ص 217 ، سطر 4 : سورداش
[ سو ر د ا ش ] ( اسم خاص ) . ناحيتى است از توابع سليمانيه بشمال عراق در دو منزلى كركوك .
به « پاورقى صفحهء 59 رحلهء منشى بغدادى » رجوع شود .
( 904 )
ص 217 ، سطر 8 : بازين « 1 »
[ با ز ى ن ] ( اسم خاص ) . ظاهرا همان « بازيان » است كه از توابع سليمانيه مىباشد .
به « پاورقى رحلهء منشى بغدادى صفحه 59 » رجوع شود .
[ ص 218 ]
( 905 )
ص 218 ، سطر 8 : بعد فئتين بمساحت ربع فرسخ رسيده بود :
در نسخ جهانگشا چنين آمده است . ظاهرا بجاى كلمهء « بمساحت » بايد كلمهء « بمسافت » باشد زيرا كلمهء « بمسافت » اقرب بمعنى و اصطلاح است .
( 906 )
ص 218 ، سطر 11 : جنيبت
[ ج نى ب ت ] ( صفت ) « 2 » اسب كتل . ج : جنائب . ( از ناظم الاطباء ) . اسبى كه يدك اسب ديگر مىآورند .
[ ص 219 ]
( 907 )
ص 219 ، سطر 5 : صال
[ سال ] ( اسم ) . چوبهاى بهم پيوسته كه در روى آب اندازند و بر روى آن بار و چيز ديگر حمل كنند . هر چيز كه در روى آب روان حركت كند . « 3 » ( از ناظم الاطباء ) .
هامش
( 1 ) - بازين در فرهنگهاى جغرافيايى يافت نشد ولى با توجه بمسير نادر ناحيه « بازيان » در مسير نادر واقع مىشود .
( 2 ) - اصل اين كلمه « صفت » است ولى گاهگاه بجاى موصوف مىنشيند و مسند اليه واقع مىشود .
( 3 ) - در حاشيهء « تاريخ و جغرافياى خيوق » ( نسخهء خطى كتابخانهء ملى شمارهء 1661 ) آمده : صال نوعى قايق است كه از ده بيست تير ، از چند جا سوراخ شده ، و مربوط بهم ساخته مىشود و در روى رودخانهها براى حمل به كار مىرود .