تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 646

مساهمون:

ص٦٤٦
« دامغان » رجوع شود . ( 804 )

ص 185 ، سطر 3 : قوشه

[ قو ش ] ( اسم خاص ) . دهى است از دهستان قهاب صرصر بخش صيدآباد شهرستان دامغان . اين ده در 15 كيلومترى جنوب باخترى صيدآباد و 36 كيلومترى دامغان و بر سر راه شوسهء دامغان بسمنان قرار دارد . آب و هوايش معتدل و ناحيتى است غير كوهستانى . ( از فرهنگ جغرافيايى ايران جلد سوم ) . ( 805 )

ص 185 ، سطر 6 : تنقيح

[ ت ن قى ح ] ( مصدر باب تفعيل ) . پاكيزه كردن ، تفحص كردن ، تحقيق و تجسس كردن . ( از اقرب الموارد ) . ( 806 )

ص 185 ، سطر 9 : شهريار

[ ش ه ر يا ر ] ( اسم خاص ) . ناحيتى است در غرب تهران بحدود زير : شمال : ساوجبلاغ ؛ مشرق : غار ؛ جنوب : پشاپويه ؛ مغرب : ساوه ؛ اين ناحيه فقط در قسمت مغرب واجد ارتفاعات است كه اين ارتفاعات خود دنبالهء كوههاى نمك ساوه مىباشد . آبى كه شهريار را مشروب مىكند از رودخانهء كرج و القادر منشق مىشود و در شهريار بنام « سياه‌آب » مشهور است . ( از « جغرافياى سياسى كيهان » ص 366 و 365 ) .

[ ص 186 ]

( 807 )

ص 186 ، سطر 9 : دورباش

[ د و ر با ش ] ( اسم ) . « 1 » نيزه‌اى كه سنانش دو شاخه بوده و آن را مرصع كرده‌اند و پيشاپيش پادشاهان مىكشند تا مردمان بدانند كه پادشاه مىآيد و خود را بكنارى برند . چاووش ، نقيب قافله - عصا ، نيزه كوچك ، چوبى كه چاووش قافله بر دست مىگيرد ، تبرزين ، ناچخ . ( از ناظم الاطباء ) .
هامش
( 1 ) - اين كلمه گاه بعنوان فعل امر نيز استعمال مىشود و درينصورت بمعنى « راه‌بده » ، « كنارىرو » است .
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 646 | ميرزا مهدي خان استر آبادى