( از تاريخچهء نادر شاه مينورسكى صفحهء 30 ) .
( 647 )
ص 126 ، سطر 7 : صفاخانه
[ ص فا خا ن ] ( اسم خاص ) . دهى است از دهستان گوى آغاج بخش شاهيندژ شهرستان مراغه ، واقع در 31 كيلومترى جنوب خاورى شاهيندژ و 5 ر 8 كيلومترى جنوب راه ارابهرو شاهيندژ به تكاب .
اين ده كوهستانى و آب و هوايش معتدل است .
( از فرهنگ جغرافيايى ايران جلد 4 )
( 648 )
ص 126 ، سطر 9 : مياندواب
[ ميا ن د عا ب ] ( اسم خاص ) . نام يكى از بخشهاى شهرستان مراغه است ، كه در جنوب باخترى مراغه و كنار درياچهء رضائيه واقع شده و هوايش در قسمت خاورى بخش معتدل و در قسمت باخترى كنار درياچه گرم است با حدود زير :
هامش
- نتوان رفت و از غايت ارتفاع محتاج بحصار نبوده و حصار نكرده از دو طرف ديگر كه عرض قلعه است شرقى آن در بلندى است كه بجبال اتصال دارد و حصارى مضبوط مرتفع مع بروج عالى ساخته يك دروازه دارد غربى آنكه به زمين نزديكتر است و حصار استوار ترتيب داده يك دروازه در جانب جنوبى حصار دوم قرار دادهاند كه از دروازه تا روى زمين راهى است در ميان سنگ در نهايت تنگى كه عبور يك سوار از آنجا بغايت دشوار است و سيبه پيش بردن بجز دو طرف كه شرقى و غربى باشد ميسر نيست و در جانب شرقى از پاى حصار تا يك تير پرتاب سنگ يك لخت است كه از نقب زدن و جسر كندن مصون و در منتهاى آن بر روى سنگ كنار دره از خوف نقب و ممانعت نقبچيان برجى عظيم در غايت ارتفاع اساس نهادهاند كه فى الحقيقه آن هم قلعهچهايست كه باصل قلعه اتصال يافته و تا آن برج بدست درنيايد محال است كه سيبه بپاى قلعه توان برد و آب قلعه از حوض بزرگى است كه به آب باران پر مىشود اما در ميان دره جانب شمالى حريم قلعه چشمهايست كه آب قليلى داده و امير خان تنقيه آن چشمه كرده بر سر آن حوض فراخور آب ساخته كه از اول شب تا صبح پر مىشود و يك روز شرب خواص اهل قلعه را كفايت مىكند و بر روى حوض گنبدى ساخته پشت آن را به زمين هموار كردهاند كه از نظر بيرونيان پوشيده و پنهانست و آن را « سولق » مىنامند و به جهت محافظت حوضخانه و آب بردن برجى در جنب ديوار قلعه واقع شده و باصل قلعه متصل گشته در جانب جنوبى يخدانى در جنب قلعه ترتيب دادهاند كه در زمستان به يخ و برف پر مىكنند و حوض از زير آب آن ساخته شده كه هرچه در تابستان و شدت گرما از يخ و برف آب شود در حوض جمع شده در هنگام قلت آب و گرما به كار آيد و اين يخبندان را نيز قلعه چه كرده تيرانداز و تفنگانداز بقاعده مقرر گذاشته كمال استحكام دادهاند و آن را بوزلق و قارلق نيز گويند و راه آن نيز ، بدستور راه سولق ، بر بيرونيان مخفى است . » ( از عالمآراى عباسى چاپ دوم صفحههاى 796 و 797 ) .