ناحيتى است از توابع اصفهان و حاوى قسمت شرقى چهارمحال كه از جنوب بشيراز و از شمال به فريدن و از شرق باصفهان و از غرب به مزدج محدود است و به « رارعليا » و « رارسفلى » تقسيم مىشود رارسفلى آبادتر و قراء « سامان » و « چالهشتر » و « دهكرد » از آباديهاى آنست .
به « تعليقهء مينورسكى بر تذكرة الملوك » و « تاريخ بختيارى سردار اسعد چاپ سنگى » و « نصف جهان فى تعريف اصفهان » ( نسخهء عكسى كتابخانهء ملى ) رجوع شود .
( 643 )
ص 125 ، سطر 15 : مزاج
[ ؟ ] ، اين نام غلط و صحيحش « مزدج » با مختصات زير است :
ناحيتى است واقع در جانب غربى « رار » و جنوب « فريدن » و شمال « راروكيار » از توابع چهارمحال اصفهان .
از « تعليقه مينورسكى بر تذكرة الملوك » ص 202 و رجوع به « فرهنگ جغرافيايى ايران » جلد 10 و ( نصف جهان . . . » شود .
( 644 )
ص 125 ، سطر 20 : حرز
[ ح ر ز ] ( اسم ) تعويذ . ج : احراز .
( از ناظم الاطباء ) .
( 645 )
ص 125 ، سطر 20 : تعويذ
[ ت ع و ى ذ ] ( اسم ) « 1 » ، دعاهايى كه جهت دفع بلا در گلو و بازو بندند . ( از ناظم الاطباء ) .
[ ص 126 ]
( 646 )
ص 126 ، سطر 5 : دمدم
[ د م د م ] ( اسم خاص ) . نام قلعتى بوده بجنوب اروميه « 2 » كه يورت اصلى طايفهء افشار در آنجا قرار داشته
هامش
( 1 ) - اين كلمه و كلمهء حرز در اصل مصدرند ولى در فارسى به صورت اسم استعمال مىشوند .
( 2 ) - « روضة الصفا » محل آن را بين « مياندواب و مراغه » و آقاى فلسفى در « كتاب زندگانى شاه عباس اول » جلد دوم ( صفحهء 400 ) در سه فرسنگى شهر اروميه مىآورند .
براى اطلاع از وضع و ساختمان اين قلعه ذيلا قول اسكندر بيك تركمان را مىآوريم :
« قلعهء مذكور بر بالاى كوه بلندى از سنگ يك پارچه طولانى كم عرض واقع شده كه سطح آن گاو دنبال است دو طرف آن كه شمالى و جنوبى است درهء عميقى است كه از پائين به بالا جز با نردبان خيال -