و صحيح آن « كوه خواجهمرجان » است . زيرا « كوه سرخاب » در مشرق تبريز واقع و با محل عمليات كه در شمال غربى تبريز بوده مناسبتى ندارد .
( 656 )
ص 128 ، سطر 8 : سهيلان
[ س ه ى لا ن ] ( اسم خاص ) . اين كلمه اسم غير عاميانه قريهء « ساوالان » است « 1 » كه طبق « قول فرهنگ جغرافيايى ايران » مشخصات آن بدينقرار مىباشد :
دهى است از دهستان صوفيان بخش شبستر شهرستان تبريز ، واقع در 17 كيلومترى جنوب خاورى شبستر و 2 كيلومترى شوسهء تبريز و مرند و يك كيلومترى راهآهن جلفا . - اين ناحيه در جلگه قرار دارد و آب و هوايش معتدل است .
( 657 )
ص 128 ، سطر 12 : مردم چشم
[ م ر د م چ ش م ] ( تركيب اضافى ) . سياهى چشم و حدقه كه آن را « تارا » نيز مىگويند .
( از ناظم الاطباء ) .
( 658 )
ص 128 ، سطر 12 : اطالهنظر
[ ا طا ل ى ن ظ ر ] ( تركيب اضافى ) . « 2 » نظر طولانى انداختن ، نظر انداختن ، چشمچرانى كردن .
( از اقرب الموارد ) .
[ ص 129 ]
( 659 )
ص 129 ، سطر 8 : خبر خلع سلطان احمد خان و جلوس سلطان محمود خان :
چون سلاطين عثمانى با سلاطين صفوى و بعد از صفوى چه از طريق جنگ و چه از راه صلح در تماس بودهاند . اينك شرح مختصرى از نخستين خديو آنها تا آخرين سلطانشان در زير آورده مىشود :
1 - عثمان اول . ( ملقب بغازى ) - پسر طغرل پادشاه خوارزم - تولد 658 ه . ق - جلوس 699 ه . ق - مرگ 727 ه . ق .
هامش
( 1 ) - اين نام در سفرنامههاى : « شاردن » ، « تاورنيه » و « ملكم » و « فلاندن » و جغرافياهاى قديم و جديد يافت نشد . خوشبختانه تاريخ تبريز آقاى مينورسكى گره از كار گشود و چنان كه در صفحهء 61 اين تاريخ ( ترجمهء فارسى ) آمده « سهيلان » نام غير عاميانه « ساوالان » است كه نام عاميانه ديگرش « سنخ كوپر » است .
( 2 ) - اضافهء مصدر بمفعول .