سهلانگارى .
( از منتهى الارب ) .
( 631 )
ص 123 ، سطر 8 : مورث
[ مو ر ث ] ( اسم فاعل باب افعال ) . موجب ، باعث ، مسبب .
( از ناظم الاطباء ) .
( 632 )
ص 123 ، سطر 20 : تهزيز
[ ت ه ز ى ز ] ( مصدر باب تفعيل ) ، جنبانيدن .
( از اقرب الموارد ) .
[ ص 124 ]
( 633 )
ص 124 ، سطر 11 : قتل اشرف افغان :
سرجان ملكم مىگويد : اشرف پس از سرگردانى بسيار ، در بيابان بپسر عبد اللّه خان بلوچ بنام ابراهيم خان برخورد و او سر اشرف را از تن جدا كرد . - لكهارت مىگويد « مارتين فرنچ » نماينده كمپانى هند شرقى در گزارشى كه بين نهم و بيستم سپتامبر 1730 ميلادى براى اداره مركزى كمپانى در لندن مىفرستد مىنويسد يك تن افغانى بنام محمد خان كه سابقا رئيس تشريفات اشرف بوده است به بصره آمده و نقل مىكند كه در حوالى قندهار ناگهان بقواى حسين قندهارى برخوردهاند و آنان اشرف را به هلاكت رساندهاند و او ( محمد خان ) توانسته است از كرانهء بلوچستان فرار كند و با كشتى از راه مسقط ببصره آيد .
( 634 )
ص 124 ، سطر 13 : لار
[ لار ] ( اسم خاص ) . ناحيهء لار در فارس واقع و حدودش بدينقرار است :
شمال : داراب و جهرم ؛ جنوب : بندر لنگه ؛ مشرق : بندر عباس ؛ مغرب : دهستان علامرودشت و دهستان قير و كازرين ؛ - مركز آن شهرستان لار است كه بر سر راه شوسهء شيراز به لنگه قرار دارد « 1 » فاصله آن از شيراز 366 كيلومتر و از بندر لنگه 306 كيلومتر و از بندرعباسى 359 كيلومتر است . در مغرب لار در كوه « اژدهاپيكر » خرابههاى قلعهء « اژدها پيكر » واقع و در شمال غربى شهر در دامنكوه محلى است موسوم بقدمگاه كه
هامش
( 1 ) - حمد اللّه مستوفى آن را نزديك كنار دريا با مردمى تاجرپيشه معرفى مىكند .