تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 599

مساهمون:

ص٥٩٩
( 626 )

ص 122 ، سطر 18 : ترجمان

[ ت ر ج ما ن ] ( اسم ) . جريمه ، تاوان « 1 » ( 627 )

ص 122 ، سطر 19 : دره‌جزين

[ د ر ر ج ز ى ن ] ( اسم خاص ) . اين ده از توابع همدان است « 2 » و بدهستانهاى دره‌جزين عليا و سفلى تقسيم مىشود كه حدود كل آن بدينقرار است : شمال : كوههاى خرقان ؛ جنوب : حاجيلو ؛ مشرق : پيشخور ؛ مغرب : دهستان سردرود ؛ اين دهستان مركب از 85 دهكده است كه 16 قريهء آن كوهستانى و سردسير و 69 قريهء آن در جلگه واقع و معتدل است . مركز آن رزن است كه در كنار جادهء قزوين به همدان قرار دارد . ( از كتاب جغرافيا و اسامى دهات و قراء اداره آمار ) .

[ ص 123 ]

( 628 )

ص 123 ، سطر 1 : كوكلان

[ كو ك لان ] ( اسم خاص ) . نام تيره‌اى از تركمنهاى مقيم صحراى تركمن است . - يورت اين ايل از شمال به رود اترك و از مغرب به بحر خزر و از مشرق به كوه قوچان و از جنوب به رود گرگان محدود است . تركمنهاى كوكلان بيست و هفت تيره‌اند و تيره‌هاى مهم آن : قرابى خان ، آى درويش و تسميك مىباشند . ( از جغرافياى سياسى كيهان ) ( 629 )

ص 123 ، سطر 7 : غدار

[ غ د د ار ] ( صفت ، صيغه مبالغه ) . مكّار ، حيله‌گر ، خائن ، فريبنده . ( از اقرب الموارد ) . ( 630 )

ص 123 ، سطر 8 : تهاون

[ ت ها و ن ] ( مصدر باب تفاعل ) . غفلت ، اهمال ،
هامش
( 1 ) - اين لغت در فرهنگها يافت نشد ولى صاحب عالم‌آراى عباسى اين كلمه را زياد استعمال كرده و از مرادفهايش معنى « جريمه » فهميده مىشود : « . . . تا موازى ده هزار تومان جريمه و ترجمان بازيافت شده تنخواه مواجب و مرسومات قورچيان و ملازمان درگاه شد . » ( از عالم‌آراى عباسى صفحهء 503 چاپ دوم ) . آقاى دكتر معين اين لغت را مصحف « ترزبان » مىدانند . ( 2 ) - حمد اللّه مستوفى آن را « درگزين » مىآورد و مىگويد « در قبل دهى بوده از ناحيت اعلم و امروز قصبه‌ايست » .