( 626 )
ص 122 ، سطر 18 : ترجمان
[ ت ر ج ما ن ] ( اسم ) . جريمه ، تاوان « 1 »
( 627 )
ص 122 ، سطر 19 : درهجزين
[ د ر ر ج ز ى ن ] ( اسم خاص ) . اين ده از توابع همدان است « 2 » و بدهستانهاى درهجزين عليا و سفلى تقسيم مىشود كه حدود كل آن بدينقرار است : شمال : كوههاى خرقان ؛ جنوب : حاجيلو ؛ مشرق : پيشخور ؛ مغرب : دهستان سردرود ؛ اين دهستان مركب از 85 دهكده است كه 16 قريهء آن كوهستانى و سردسير و 69 قريهء آن در جلگه واقع و معتدل است . مركز آن رزن است كه در كنار جادهء قزوين به همدان قرار دارد .
( از كتاب جغرافيا و اسامى دهات و قراء اداره آمار ) .
[ ص 123 ]
( 628 )
ص 123 ، سطر 1 : كوكلان
[ كو ك لان ] ( اسم خاص ) . نام تيرهاى از تركمنهاى مقيم صحراى تركمن است . - يورت اين ايل از شمال به رود اترك و از مغرب به بحر خزر و از مشرق به كوه قوچان و از جنوب به رود گرگان محدود است . تركمنهاى كوكلان بيست و هفت تيرهاند و تيرههاى مهم آن :
قرابى خان ، آى درويش و تسميك مىباشند .
( از جغرافياى سياسى كيهان )
( 629 )
ص 123 ، سطر 7 : غدار
[ غ د د ار ] ( صفت ، صيغه مبالغه ) . مكّار ، حيلهگر ، خائن ، فريبنده .
( از اقرب الموارد ) .
( 630 )
ص 123 ، سطر 8 : تهاون
[ ت ها و ن ] ( مصدر باب تفاعل ) . غفلت ، اهمال ،
هامش
( 1 ) - اين لغت در فرهنگها يافت نشد ولى صاحب عالمآراى عباسى اين كلمه را زياد استعمال كرده و از مرادفهايش معنى « جريمه » فهميده مىشود :
« . . . تا موازى ده هزار تومان جريمه و ترجمان بازيافت شده تنخواه مواجب و مرسومات قورچيان و ملازمان درگاه شد . » ( از عالمآراى عباسى صفحهء 503 چاپ دوم ) . آقاى دكتر معين اين لغت را مصحف « ترزبان » مىدانند .
( 2 ) - حمد اللّه مستوفى آن را « درگزين » مىآورد و مىگويد « در قبل دهى بوده از ناحيت اعلم و امروز قصبهايست » .