و بدورهء اقتدار افغانها در جنوب ايران خاتمه داد .
به تاريخ نادر شاه لكهارت متن انگليسى رجوع شود .
( 580 )
ص 110 ، سطر 11 : عتبه
[ ع ت ب ] ( اسم ) . آستانهء در ، چوپ بالايين در دربار شاهنشاهى .
( از ناظم الاطباء ) .
[ ص 111 ]
( 581 )
ص 111 ، سطر 12 : ماسكه
[ ما س ك ] ( اسم فاعل مونث ) . نگاهدارىكننده ، خوددارىكننده .
( از منتهى الارب ) .
( 582 )
ص 111 ، سطر 13 : تفرس
[ ت ف ر ر س ] ( مصدر باب تفعل ) . از روى علامت پى به چيزى بردن ، دريافت كردن بفراست و زيركى .
( از منتهى الارب ) .
( 583 )
ص 111 ، سطر 20 : پل فسا
[ پ ل ف سا ] ( اسم خاص ) . نام پلى است در 16 كيلومترى شيراز و جهرم ميان اجوار و بابا حاجى .
( از لغتنامهء دهخدا ) .
[ ص 112 ]
( 584 )
ص 112 ، سطر 4 : مياچو
[ مى يا چو ] ( اسم خاص ) . اين نام به اين شكل و شكل « مياجيو » آمده است ، صحيح آن معلوم نشد « 1 » زيرا چنان كه در ذيل ملاحظه مىكنيم عبارت مرعشى كه حاوى شرح حال اوست خود در ضبط اين نام متشتت است . اينك شرح حال او بنابر نقل مرعشى :
« شخصى را كه از روى تعظيم و تكريم به « ميانجى » مشهور بود كه در صحبت بعضى از مرتاضين و فقراى توران تحصيل بعضى از اشغال و اوراد بر طريقهء فقرا نموده بود و پاس انفاس و حبس نفس ورزيده بود چنان كه در اواخر به همين نام مشهور شده و نام اصلى او معلوم نبود در آن اوقات به محمود
هامش
( 1 ) - روضة الصفا « ميانجيو » ضبط كرده و مرعشى « ميانجى » و « ميانجيو » هر دو آورده است .