تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 585

مساهمون:

ص٥٨٥

[ ص 104 ]

( 564 )

ص 104 ، سطر 5 : صمد

[ ص م د ] ( صفت مشبهه ) . مهتر ، سيد ، آنكه در مهمات آهنگ وى كنند . - پاينده - رفيع - بىنياز . ( از اقرب الموارد ) . ( 565 )

ص 104 ، سطر 11 : چغانه

[ چ غا ن ] ( اسم ) . نغمه و نوايى از موسيقى است . « 1 » ( از ناظم الاطباء ) . ( 566 )

ص 104 ، سطر 16 : زبانيان

[ ز با ن يا ن ] ( اسم ، مثنى ) . دو ستاره روشن بر دو شاخ برج عقرب و آن منزل شانزدهم از منازل ماه است . ( از ناظم الاطباء ) . ( 567 )

ص 104 ، سطر 21 : راغ

[ ر ا غ ] ( اسم ) . دامن كوه كه بجانب صحرا باشد ، مرغزار سبز باشكوه . - عمارت ييلاقى . ( از ناظم الاطباء ) .

[ ص 105 ]

( 568 )

ص 105 ، سطر 21 : سقرلات

[ س ق ر لا ت ] ( اسم ) . نوعى از جامهء پشمين كه از فرنگ آورند و رنگ آن سرخ پررنگ است . ( از ناظم الاطباء ) .

[ ص 106 ]

( 569 )

ص 106 ، سطر 14 : بعد از آنكه خاك اصفهان بيمن قدوم ميمنت لزوم همايون حكم سرمهء سليمانى يافت :

ورود نادر باصفهان و اخراج افغانان از آن شهر اهميت نادر را بالا برد و براى اولين بار بين نادر و خارجيان تماس بر قرار شد . كنسول فرانسه « شواليه دوگاردان » « 2 » ، كه بعد از برادرش مدت دو سال و نيم بود كه در اصفهان توقف داشت ، به خدمت نادر رسيد ، و در كتاب خود شرح مفصلى از قيافه و طرز كار و روش حكومت نادر مىآورد ، و نيز « ويليام كوكل » كميسر كمپانى انگليسى هند شرقى و « جان گيكى » به خدمت
هامش
( 1 ) - در « برهان قاطع » علاوه بر معنى فوق معانى زير براى آن آمده است : نام سازيست كه مطربان نوازند ، بعضى گويند ساز قانون است . چوبى شبيه بمشته حلاجى كه يكسر آن را بشكافند و چند جلاجل در آن تعبيه كنند و بدان اصول نگاهدارند - قصيدهء شعر را گويند - مردم كوشنده . ( 2 ) -Chevalier de Gardane