[ ص 104 ]
( 564 )
ص 104 ، سطر 5 : صمد
[ ص م د ] ( صفت مشبهه ) . مهتر ، سيد ، آنكه در مهمات آهنگ وى كنند . - پاينده - رفيع - بىنياز .
( از اقرب الموارد ) .
( 565 )
ص 104 ، سطر 11 : چغانه
[ چ غا ن ] ( اسم ) . نغمه و نوايى از موسيقى است . « 1 »
( از ناظم الاطباء ) .
( 566 )
ص 104 ، سطر 16 : زبانيان
[ ز با ن يا ن ] ( اسم ، مثنى ) . دو ستاره روشن بر دو شاخ برج عقرب و آن منزل شانزدهم از منازل ماه است .
( از ناظم الاطباء ) .
( 567 )
ص 104 ، سطر 21 : راغ
[ ر ا غ ] ( اسم ) . دامن كوه كه بجانب صحرا باشد ، مرغزار سبز باشكوه . - عمارت ييلاقى .
( از ناظم الاطباء ) .
[ ص 105 ]
( 568 )
ص 105 ، سطر 21 : سقرلات
[ س ق ر لا ت ] ( اسم ) . نوعى از جامهء پشمين كه از فرنگ آورند و رنگ آن سرخ پررنگ است .
( از ناظم الاطباء ) .
[ ص 106 ]
( 569 )
ص 106 ، سطر 14 : بعد از آنكه خاك اصفهان بيمن قدوم ميمنت لزوم همايون حكم سرمهء سليمانى يافت :
ورود نادر باصفهان و اخراج افغانان از آن شهر اهميت نادر را بالا برد و براى اولين بار بين نادر و خارجيان تماس بر قرار شد . كنسول فرانسه « شواليه دوگاردان » « 2 » ، كه بعد از برادرش مدت دو سال و نيم بود كه در اصفهان توقف داشت ، به خدمت نادر رسيد ، و در كتاب خود شرح مفصلى از قيافه و طرز كار و روش حكومت نادر مىآورد ، و نيز « ويليام كوكل » كميسر كمپانى انگليسى هند شرقى و « جان گيكى » به خدمت
هامش
( 1 ) - در « برهان قاطع » علاوه بر معنى فوق معانى زير براى آن آمده است : نام سازيست كه مطربان نوازند ، بعضى گويند ساز قانون است . چوبى شبيه بمشته حلاجى كه يكسر آن را بشكافند و چند جلاجل در آن تعبيه كنند و بدان اصول نگاهدارند - قصيدهء شعر را گويند - مردم كوشنده .
( 2 ) -Chevalier de Gardane