ايوانكى دو سمت جاده بود ، و خوب زراعتى است ؛ از آنجا تا دهنهء سردره اين نيم فرسخ كوير نمك بود ، در دهنهء سردره يك كاروانسراى سنگى و يك قراولخانهء كوچك چهار برجى قديم مخروبهاى بود ، كه مىگويند از بناهاى سلطان سنجر است . . . وارد سردره كه مىشود دهنهء تنگ است متدرجا وسعتى پيدا مىكند تا اواسط درّه بازمضيق مىشود تا بجلگهخوار كوههاى دو طرف خشك و شور و غالبا خاك است و جز جانورهاى موذيه چيزى ندارد در ميان سردره كه وسيع مىشود يك كاروانسراى مخروبه خيلى قديم است . اول ( سردره ) آخر ( ملك ورامين ) و اول ( ملكخوار ) است . »
( از مطلع الشمس جلد سوم ص 345 ) .
[ ص 101 ]
( 552 )
ص 101 ، سطر 2 : خزيمه
[ خ ز ى م ] ( اسم خاص ) . نام طايفهاى از اعرابست كه در حدود سيستان و خراسان جنوبى مىزيستهاند . امروز اين طايفه از صورت ايلى و كوچنشينى بيرون آمده و اسكان يافتهاند . در جنگهاى نادر و دوران هرج و مرج بعد از نادر اين طايفه مصدر سلحشوريهاى زيادى شدهاند .
به « مجمع التواريخ مرعشى » و « مجمل التواريخ گلستانه » و « تاريخ گيتىگشاى نامى » رجوع شود .
( 553 )
ص 101 ، سطر 3 : نخعى
[ ن خ عى ] ( اسم خاص ) . نام طايفهاى عرب است كه در خراسان زندگى مىكردهاند و از عبارت جهانگشا و مجمل التواريخ گلستانه و « مجمع التواريخ » مرعشى « 1 » برمىآيد كه افراد اين طايفه در ركاب نادر و دوران بعد از نادر دلاوريهاى زيادى كردهاند .
( 554 )
ص 101 ، سطر 3 : لارى
[ لا ر ى ] ( اسم خاص ) . اين نام در اغلب نسخ جهانگشا
هامش
( 1 ) - « جهانگشا » و « مجمل التواريخ » اين طايفه را « نخعى » ذكر كردهاند ولى مجمع التواريخ « نخى » آورده است به صفحات 112 و 137 مجمع التواريخ رجوع كنيد