( 528 )
ص 94 ، سطر 16 : سفك دماء
[ س ف ك د ما ع ] ( تركيب اضافى ) « 1 » . ريختن خونها .
( 529 )
ص 94 ، سطر 19 : غاشيه
[ غا ش ى ] ( اسم ) . زينپوش ، زينپوش كه ركابدار بر دوش اندازد .
( از ناظم الاطباء ) .
( 530 )
ص 94 ، سطر 23 : تقبيل
[ ت ق بى ل ] ( مصدر باب تفعيل ) . بوسه دادن . بوسه زدن .
( از منتهى الارب ) .
( 531 )
ص 94 ، سطر 23 : خلاع
[ خ لا ع ] ( جمع ) . خلعتها .
( از ناظم الاطباء ) .
[ ص 95 ]
( 532 )
ص 95 ، سطر 3 : جمشيدى
[ ج م شى دى ] ( اسم خاص ) نام طايفهايست بافغانستان كه يورت آنها بين ميمنه و ماروچاق است . بارتلد آنها را ايرانى مىداند و محل و يورتشان را « كشك » مىآورد . « 2 »
( از « سفرنامهء مرو » نسخهء خطى كتابخانهء ملى شمارهء 1365 و « تذكرهء جغرافياى ايران » بارتلد ص 101 ) .
( 533 )
ص 95 ، سطر 4 : لنگر
[ ل ن گ ر ] ( اسم خاص ) . دهى است از دهستان كاريز نوبخش تربتجام شهرستان مشهد ، واقع در 64 كيلومترى شمال باخترى تربتجام و بر سر راه شوسهء عمومى مشهد به تربتجام . اين دهكده در جلگه قرار دارد و آب و هوايش گرمسيريست . « 3 »
هامش
( 1 ) - اضافهء مصدر بمفعول .
( 2 ) - ميرزا مهدى خان محل آنها را « بادغيسات » و عالمآراى عباسى « غرجستان » را يكى از متصرفات اين طايفه نام مىبرد . كشميشاف مىگويد در عهدنامه صلحى كه بين نادر و هراتىها امضاء شد يكى از مواد آن مراجعت اين طايفه شيعىمذهب بايران بود . در « روضة الصفا » جلد دهم يورت اين ايل « كوشك » آمده است كه در 5 ر 66 كيلومترى جنوب قلعهنو بادغيسات هرات قرار دارد .
( 3 ) - در خراسان دهكده بنام « لنگر » زياد است و ظاهرا نقطه مورد بحث جهانگشا دهكده فوق مىباشد .