مذهبند . « بستان السياحه » صفحهء 321 . - « فرهنگ جغرافيايى ايران » ( جلد هشتم ) از دو « شميل » با مختصات زير نام مىبرد كه در حوالى بندرعباس واقعند :
1 - دهى است از بخش مركزى شهرستان بندرعباس واقع در 84 كيلومترى خاور بندرعباس بر سر راه مالرو احمدى به ميناب . اين ده در جلگه واقع و آب و هوايش گرمسيرى است .
2 - دهى است از دهستان فارعان بخش سعادتآباد شهرستان بندرعباس ، واقع در 40 كيلومترى خاور حاجىآباد ، بر سر راه مالرو حاجى آباد به فارعان .
( 207 )
ص 24 ، سطر 6 : مينا
[ مى نا ] ( اسم ) . لنگرگاه كشتى . ( از ناظم الاطباء ) .
( 208 )
ص 24 ، سطر 10 : بازرى
[ با زرى ] ( اسم خاص ) . نام ديگر « 1 » ايل « باصرى » است . ايل باصرى يكى از پنج ايل خمسهء فارس مىباشد كه تيرههاى آن بدين نامند :
« چاربنيچه » ، « شكارى » ، « على قنبرى » ، « على ميرزايى » ، « ويسى » ؛ ييلاق و قشلاق اين ايل در نواحى فارس و جنوب ايرانست .
( از جغرافياى سياسى كيهان صفحهء 88 )
( 209 )
ص 24 ، سطر 18 : دريوزهگرد
[ د ر يو ز گ ر د ] ( نعت فاعلى مركب مرخم ) .
صفت است مر كسى را كه براى گدايى ازينسو بدانسو مىرود « 2 »
( 210 )
ص 24 ، سطر 19 : تنكابن
[ ت ن - يا - ن كا ب ن ] ( اسم خاص ) . نسخ جهانگشا در نقل اين اسم متشتتند بعضى آن را « تنكابن » ( نسخ ثقه ) و بعض ديگر تكام « 3 » ( نسخ بيشتر ) ضبط كردهاند . در « عالمآراى عباسى » از تنكابن بنام محلّى
هامش
( 1 ) - اين نام در بعضى از نسخ « مازرى » آمده است . - در تداول عاميانه نيز « بازرى » است .
( 2 ) - اين صفت گاهى بدون موصوف مىآيد درين حالت اسم است نه صفت .
( 3 ) - فرهنگها از ذكر « تكام » ساكنند . « رابينو » و فرهنگ جغرافيايى ايران از دهى بنام تكامجان با مشخصات زير نام مىبرند كه مستبعد است نقطه مورد بحث باشد : تكامجان دهى است جزء دهستان اشكور عليا بخش رودسر شهرستان لاهيجان . واقع در 52 كيلومترى جنوب رودسر و 26 كيلومترى جنوب خاورى سىپل .