تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 503

مساهمون:

ص٥٠٣
مذهبند . « بستان السياحه » صفحهء 321 . - « فرهنگ جغرافيايى ايران » ( جلد هشتم ) از دو « شميل » با مختصات زير نام مىبرد كه در حوالى بندرعباس واقعند : 1 - دهى است از بخش مركزى شهرستان بندرعباس واقع در 84 كيلومترى خاور بندرعباس بر سر راه مالرو احمدى به ميناب . اين ده در جلگه واقع و آب و هوايش گرمسيرى است . 2 - دهى است از دهستان فارعان بخش سعادت‌آباد شهرستان بندرعباس ، واقع در 40 كيلومترى خاور حاجىآباد ، بر سر راه مالرو حاجى آباد به فارعان . ( 207 )

ص 24 ، سطر 6 : مينا

[ مى نا ] ( اسم ) . لنگرگاه كشتى . ( از ناظم الاطباء ) . ( 208 )

ص 24 ، سطر 10 : بازرى

[ با زرى ] ( اسم خاص ) . نام ديگر « 1 » ايل « باصرى » است . ايل باصرى يكى از پنج ايل خمسهء فارس مىباشد كه تيره‌هاى آن بدين نامند : « چاربنيچه » ، « شكارى » ، « على قنبرى » ، « على ميرزايى » ، « ويسى » ؛ ييلاق و قشلاق اين ايل در نواحى فارس و جنوب ايرانست . ( از جغرافياى سياسى كيهان صفحهء 88 ) ( 209 )

ص 24 ، سطر 18 : دريوزه‌گرد

[ د ر يو ز گ ر د ] ( نعت فاعلى مركب مرخم ) . صفت است مر كسى را كه براى گدايى ازينسو بدانسو مىرود « 2 » ( 210 )

ص 24 ، سطر 19 : تنكابن

[ ت ن - يا - ن كا ب ن ] ( اسم خاص ) . نسخ جهانگشا در نقل اين اسم متشتتند بعضى آن را « تنكابن » ( نسخ ثقه ) و بعض ديگر تكام « 3 » ( نسخ بيشتر ) ضبط كرده‌اند . در « عالم‌آراى عباسى » از تنكابن بنام محلّى
هامش
( 1 ) - اين نام در بعضى از نسخ « مازرى » آمده است . - در تداول عاميانه نيز « بازرى » است . ( 2 ) - اين صفت گاهى بدون موصوف مىآيد درين حالت اسم است نه صفت . ( 3 ) - فرهنگ‌ها از ذكر « تكام » ساكنند . « رابينو » و فرهنگ جغرافيايى ايران از دهى بنام تكامجان با مشخصات زير نام مىبرند كه مستبعد است نقطه مورد بحث باشد : تكامجان دهى است جزء دهستان اشكور عليا بخش رودسر شهرستان لاهيجان . واقع در 52 كيلومترى جنوب رودسر و 26 كيلومترى جنوب خاورى سىپل .