از « فرهنگ جغرافيايى ايران » جلد يكم و كتاب « اسامى قراء و قصبات ادارهء آمار » .
( 185 )
ص 20 ، سطر 7 : شهرجرد « 1 »
[ ش ه ر ج ر د ] ( اسم خاص ) . شهرجرد دهى است از دهستانهاى مشكآباد بخش فرمهين شهرستان اراك . اين ده در 45 كيلومترى فرمهين واقع و از مناطق سردسيرى است .
( از فرهنگ جغرافياى ايران جلد دوم ) .
( 186 )
ص 20 ، سطر 16 : شين
[ ش ى ن ] ( اسم ) . عيب ، زشتى .
( از منتهى الارب ) .
( 187 )
ص 20 ، سطر 17 : روميه مغلوب و مقهور شده رخت عزيمت بوادى هزيمت كشيدند :
« سايكس » و « ملكم » ازين جنگ بحث ميكنند و از حيلهاى كه اشرف به كار برد و ندايى كه درداد - مبنى بر آنكه : « ما ( افغانان و تركان ) سنىمذهب هستيم و سزاوار نيست بخاطر رافضيان بجان هم افتيم » - بتفصيل سخن مىرانند و مىگويند اين كلام تأثير بسزايى در لشكر ترك كرد و يكى از علل عقب نشينى و دست از جنگ كشيدن آنها شد .
بتاريخ ايران « سايكس » و « سرجان ملكم ) رجوع شود .
( 188 )
ص 20 ، سطر 19 : سنور
[ س نو ر ] ( اسم ) . سرحد ، مرز . ( از اشتنگاس ) . « 2 »
[ ص 21 ]
( 189 )
ص 21 ، سطر 11 : كرانى
[ ك ر رانى ] ( اسم خاص ) . از قرار تقرير ميرزا مهدى خان و « تاريخ سياقى » « 3 » « كرانى » بايد نام طايفهاى باشد . شوريده شيرازى نيز در بيت زير از خان اين طايفه نام برده :
يك عبد الحسين خان سرهنگ بود * دگر خان كرانى لنگ بود .
متأسفانه تا آنجا كه استفسار شد وضع اين طايفه بطور دقيق معلوم نشد البته
هامش
( 1 ) - اين كلمه در نسخ متعدد « جهانگشا » بصور « شهر يزدجرد » ، « شهرگرد » ، « شهرجر » آمده است .
( 2 ) -Frontier( 3 ) - در عالمآراى نادرى « كراتى » آمده است .