تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦
از « فرهنگ جغرافيايى ايران » جلد يكم و كتاب « اسامى قراء و قصبات ادارهء آمار » . ( 185 )

ص 20 ، سطر 7 : شهرجرد « 1 »

[ ش ه ر ج ر د ] ( اسم خاص ) . شهرجرد دهى است از دهستانهاى مشك‌آباد بخش فرمهين شهرستان اراك . اين ده در 45 كيلومترى فرمهين واقع و از مناطق سردسيرى است . ( از فرهنگ جغرافياى ايران جلد دوم ) . ( 186 )

ص 20 ، سطر 16 : شين

[ ش ى ن ] ( اسم ) . عيب ، زشتى . ( از منتهى الارب ) . ( 187 )

ص 20 ، سطر 17 : روميه مغلوب و مقهور شده رخت عزيمت بوادى هزيمت كشيدند :

« سايكس » و « ملكم » ازين جنگ بحث ميكنند و از حيله‌اى كه اشرف به كار برد و ندايى كه درداد - مبنى بر آنكه : « ما ( افغانان و تركان ) سنىمذهب هستيم و سزاوار نيست بخاطر رافضيان بجان هم افتيم » - بتفصيل سخن مىرانند و مىگويند اين كلام تأثير بسزايى در لشكر ترك كرد و يكى از علل عقب نشينى و دست از جنگ كشيدن آنها شد . بتاريخ ايران « سايكس » و « سرجان ملكم ) رجوع شود . ( 188 )

ص 20 ، سطر 19 : سنور

[ س نو ر ] ( اسم ) . سرحد ، مرز . ( از اشتنگاس ) . « 2 »

[ ص 21 ]

( 189 )

ص 21 ، سطر 11 : كرانى

[ ك ر رانى ] ( اسم خاص ) . از قرار تقرير ميرزا مهدى خان و « تاريخ سياقى » « 3 » « كرانى » بايد نام طايفه‌اى باشد . شوريده شيرازى نيز در بيت زير از خان اين طايفه نام برده :
يك عبد الحسين خان سرهنگ بود * دگر خان كرانى لنگ بود .
متأسفانه تا آنجا كه استفسار شد وضع اين طايفه بطور دقيق معلوم نشد البته
هامش
( 1 ) - اين كلمه در نسخ متعدد « جهانگشا » بصور « شهر يزدجرد » ، « شهرگرد » ، « شهرجر » آمده است . ( 2 ) -Frontier( 3 ) - در عالم‌آراى نادرى « كراتى » آمده است .