و هنگامى كه چشمها خيره شد و دلها به گلو رسيده بود و به خداوند گمانهاى گوناگون مىبرديد . در آنجا مؤمنان در معرض امتحان درآمدند و سخت متزلزل شدند .
هنگام پايان جنگ ، وضع دگرگون شد ، قلبهاى مسلمانان قوت گرفت ، بارقهء اميد درخشيد و يارى خداوند رسيد . مؤمنان سرافراز شدند ، منافقان سرشكسته گرديدند وكافران پابه فرار نهادند ؛ درست مانند نبرد فتح المبين در جنگ تحميلى عراق عليه ايران كه طى آن معادلهء نظامى به سود ملت مسلمان ايران تغيير كرد و پيروزيها يكى پس از ديگرى نصيب آنان شد .
جنبههاى گوناگون تأثير نبرد احزاب موضوعى است كه در اين درس مورد بررسى قرار خواهد گرفت .
وضعيت سپاه كفر در پايان جنگ احزاب
سپاهيان كفر مدينه را در حالى ترك كردند كه بزرگترين شكست را متحمل شده بودند . آنان با تلاش فراوان توانسته بودند قبيلههاى عرب و يهود را بر ضد حكومت اسلامى بسيج كنند و يك تهاجم سنگين و همه جانبه را تدارك ببينند ، اما از اين تلاش همگانى و همه جانبه كوچكترين نتيجهء سودمندى نگرفتند . آنها اميدوار بودند كه در اين تهاجم به حيات اسلام پايان دهند ، ليكن خود دچار شكست و تفرقه شدند . اين شكست ، نشانگر آن بود كه مخالفان ديگر نخواهند توانست با هم متحد شوند .
الف - شكست نظامى
احزاب در حالى از محاصرهء مدينه دست برداشتند كه تمام تلاشهاى خود را به كار بسته بودند و فايدهاى نداده بود . آنان وقتى با خندق روبهرو شدند ، ايستادند و به چارهجويى پرداختند ، اما به جايى نرسيدند . اين در حالى بود كه نيرومندترين قبيلههاى عرب و زبدهترين سردارانش در جنگ حضور داشتند .
طولانى شدن زمان محاصره و عدم آمادگى لازم در احزاب ، شدت سرما و استقامت و پايمردى مسلمانان باعث پراكنده شدن سپاه كفر شد . اين جنگ را نبايد تنها يك محاصرهء ناموفق براى كافران به حساب آورد ، بلكه بايد يك شكست نظامى شمرد ، زيرا مسلمانان موفق شدند نامدارترين سردار و پهلوان عرب يعنى « عمروبن عبدود » را از پا