ببينند همين حال را پيدا خواهند كرد . مالك گفت : واى بر شما كه ترسوترين سپاهيانيد سپس براىاينكه خبرايشان شايعنشود و موجب بيم سپاه نگردد ، آنان را پيش خود زندانىكرد . « 1 »
مالك فرد شجاعترى را براى كسب خبر فرستاد و او نيز همان نظر را داد ، اما او زير بار نرفت و از انديشهء خود برنگشت . « 2 »
رسول خدا ( ص ) نيز به كسب اطلاعات از دشمن پرداخت به اين منظور ، فردى به نام ابى حَدْرَد اسلمى را فراخواند و مأموريت اين كار را به دو سپرد . واقدى در اين باره مىنويسد :
او بيرون رفت و ميان لشكر دشمن گشتى زد و خود را كنار مالك بن عوف رساند و ديد كه سالاران هوازن همگى پيش اويند و شنيد كه به يارانش مىگويد : محمد هيچ گاه با مردمى كار ديده جنگ نكرده است ، و پيش از اين همواره با گروهى كم اطلاع جنگيده و در نتيجه پيروز شده است ؛ اكنون سحرگاه دامها و زنان و فرزندان خودتان را پشت سرتان قرار دهيد و سپس صفهاى خود را مرتب كنيد و حمله را شما آغاز كنيد ، غلاف شمشيرهايتان را بشكنيد و سپس با بيست هزار شمشير غلاف شكسته و همه با هم حمله كنيد و بدانيد كه غلبه و پيروزى از كسى است كه نخست حمله مىكند . « 3 »
از جايى كه رسول خدا ( ص ) ناچار بود از درهء حنين بگذرد ، به يكى از ديدبانان دستور داد بر قلهاى مستقر شده ، دشمن را شب تا صبح زير نظر بگيرد . او در بازگشت از مأموريت گزارش داد كه خطرى متوجه عبور مسلمانان از حنين نيست . « 4 »
د - نبرد طرفين
همين كه يگانهايى از نيروهاى اسلامى وارد درهء حنين شدند ، ناگهان باران تير بر آنها باريدن گرفت . هوا هنوز كاملًا روشن نشده بود و مسلمانان محل استقرار دشمن را كه در پس سنگ و صخره مخفى بود ، نمىدانستند . اين بود كه سراسيمه راه گريز در پيش گرفتند و شيرازهء سپاه از هم پاشيد . پيامبر خدا ( ص ) كه چنين ديد ، استوار و پابرجا در مقابل دشمن ايستاد و با تعداد اندكى كه همراه وى بودند ، به نبرد پرداخت . به عمويش ، عباس كه
هامش
( 1 ) - مغازى ، مترجم ، ج 3 ، ص 682 .
( 2 ) - همان .
( 3 ) - همان ؛ اعلام الورى ، ص 120 .
( 4 ) - مغازى ، مترجم ، ج 3 ، ص 682 .