گردو ، انگور و ساير ميوههاى زمستانى و تابستانى به عمل مىآيد كه صاحبى ندارند . « 1 » ياقوت در قرن هفتم مىنويسد : اين زمان مالك سميساط ، الملك الافضل على بن الملك الناصر يوسف بن ايوب صلاح الدين [ ايوبى ] است . « 2 » ابو الفداء در قرن هشتم مىنويسد : شهر كوچكى است داراى مزارع آبى و غير آبى ( ديم ) و در مغرب قلعة الرّوم واقع شده است . « 3 »
سروج .
« 4 » در نيمه راه شمالى رقّه كه از بيابان عبور مىكند و به سميساط مىرود ، واقع شده است . در واقع سروج سر راه كاروانهايى كه از حرّان و رها به جسرمنبج مىرفتند ، قرار داشت . « 5 » دربارهء فتح اين شهر بلاذرى مىنويسد : عياض بن غنم پس از فتح سميساط به سروج آمد و بر آن ( شهر و ) سرزمين غلبه كرد . « 6 » در نيمهء اول قرن چهارم ، اصطخرى در وصف آن مىنويسد : سروج شهرى بزرگ است با ميوهء بسيار و در يك مرحلهاى شهر حرّان واقع است . « 7 » به نوشته ابن حوقل اين شهر بارهاى ( ديوارى ) محكم و استوار دارد ، انگور و ميوه و انارش فراوان است كه از آن [ ربّ ] بسيار بهدست مىآيد كه در ساختن حلواى ناطف به كار مىرود . « 8 » به نوشتهء مقدسى ، سروج از شهرهاى ديار مضر است كه ناحيهء كفرزاب و كفرسيرين به آن وابسته است . « 9 » سياح و جهانگرد اندلسى ، ابن جبير كه در اواخر قرن ششم به نواحى جزيره آمده ، در وصف سروج از قول حريرى ( صاحب مقامات ) مىنويسد : اين شهر داراى باغ و بوستان و آبهاى پراكنده و روان است . « 10 » به نوشتهء ابو الفداء در قرن هشتم ، سروج شهر ويرانى بوده است ، ولى وى از قول
هامش
( 1 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 2 ، ص 651 .
( 2 ) . معجم البلدان ؛ ج 3 ، ص 258 .
( 3 ) . تقويم البلدان ؛ ص 295 .
( 4 ) .Saruj ( Saroudj )( 5 ) . سرزمينهاى خلافت شرقى ؛ ص 116 .
( 6 ) . فتوح البلدان ؛ ص 254 .
( 7 ) . مسالك و ممالك ؛ ص 80 .
( 8 ) . صورة الارض ؛ جزء 1 ، ص 207 .
( 9 ) . احسن التقاسيم ؛ بخش 1 ، ص 79 و 193 .
( 10 ) . سفرنامه ابن جبير ؛ ص 303 و 304 .