خطاب نوشت و خبر داد كه به بخش شامى فرات آمده و عانات و ساير دژهاى فرات را فتح كرده است . « 1 » به نوشتهء اصطخرى در نيمهء اوّل قرن چهارم عانه ، شهر كوچكى بود در ميان فرات كه رود به دور آن مانند خليجى مىگرديد . « 2 » [ در سال 460 ] كه بساسيرى ديلمى بغداد را متصرف گرديد ، القائم بامر الله خليفه عباسى به عانه گريخت و بساسيرى در غياب وى امر كرد خطبه به نام خليفهء فاطمى مصر بخوانند . « 3 » ادريسى در قرن ششم در وصف اين شهر مىنويسد : عانه بازارها و نواحىاى دارد . « 4 » به نوشته ياقوت ، عانه نزديك حديثه نوره واقع و در آن قلعه استوارى است . در قديم هيت و عانات جزء طسّوج انبار بوده است . « 5 » حمد الله يك قرن بعد از ياقوت مىنويسد : عانه شهرى وسط است و آب و هواى [ خوب ] و محصول [ فراوان ] دارد . « 6 »
قرقيسيا .
در حدود دويست ميلى جنوب شرقى رقّه در كنار رود فرات واقع است .
اين شهر همان كركسيوم « 7 » قديم است . « 8 » قرقيسيا جايى واقع است كه آبهاى رودخانه خابور به فرات مىريزد . « 9 » اصطخرى مىنويسد : اين شهر بوستان و درخت و كشاورزى و تماشاگاه بسيار دارد . « 10 » ابن حوقل درباره اين شهر مىگويد : شهرى قشنگ است و ميوهء [ فراوان ] دارد كه صادر مىشود . « 11 » صاحب حدود العالم مىنويسد : قرقيسيا شهركى است خرم و بانعمت و همهء سواد آن دائم سبز باشد . « 12 » مقدسى از اين شهر در بخش فراتى ديار مضر نام برده و چيزى در وصف آن ننوشته است . « 13 » به نوشتهء ادريسى ، قرقيسيا در جانب
هامش
( 1 ) . فتوح البلدان ؛ ص 262 .
( 2 ) . مسالك و ممالك ؛ ص 79 .
( 3 ) . معجم البلدان ؛ ج 4 ، ص 72 و سرزمينهاى خلافت شرقى ؛ ص 114 .
( 4 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 2 ، ص 656 .
( 5 ) . معجم البلدان ؛ ج 4 ، ص 72 .
( 6 ) . نزهة القلوب ؛ ص 43 .
( 7 ) .circesium( 8 ) . سرزمينهاى خلافت شرقى ؛ ص 113 .
( 9 ) . المسالك و الممالك ؛ ص 57 و 151 و كتاب الخراج ؛ ص 76 .
( 10 ) . مسالك و ممالك ؛ ص 78 .
( 11 ) . صورة الارض ؛ جزء اوّل ، ص 204 .
( 12 ) . حدود العالم ؛ ص 156 .
( 13 ) . احسن التقاسيم ؛ بخش 1 ، ص 193 .