تراشيده است . در سمت شرقى شهر ، دژى استوار و محكم است و پيرامون آن خندقى كنده شده است . پايههاى دژ نيز از سنگهاى به هم فشرده و در نهايت استحكام است ؛ باروى دژ نيز سخت استوار و محكم است . آب شهر از رود كوچكى است كه از فاصلهء دورى به شهر جارى است ، حرّان داراى جمعيتى زياد و ارزاق فراوان و سرشار از بركت و مساجد بسيار و تأسيسات شهرى و رفاهى بيشمار است . اكنون [ زمان ابن جبير ] والى آن از طرف صلاح الدين ايوبى ، مظفر الدين بن زين الدين است . « 1 » به نوشتهء ياقوت ، حرّان نخستين شهرى است كه بعد از طوفان نوح ( ع ) ساخته شده است . « 2 » ابو الفداء مىنويسد :
حرّان [ قبلا ] شهر بزرگى بوده است ؛ اما امروزه [ زمان ابو الفداء ] ويران است . « 3 » به نوشتهء حمد الله مستوفى حرّان از اقليم چهارم است . . . و قلعهاى است از سنگ تراشيده ، دورش يك هزار و سيصد و پنجاه گام است و بلندى ديوارش پنجاه گز است ؛ آن را قلعهء نجم خوانند و از قراى حرّان در ده « تلان » ، گويند ولادت حضرت ابراهيم ( ع ) آنجا بوده است . « 4 »
ادسا .
اين شهر را كه اعراب مسلمان « الرّها » خواندهاند ، از كلمهء « كالليرهو » « 5 » يونانى گرفته شده است . رها در كنار يكى از شعب رودخانهء بليخ واقع بود . « 6 » به نوشتهء بلاذرى ، ابو عبيده ، عياض بن غنم را به رها گسيل داشت و او آنجا را فتح كرد . « 7 » ابن خرداذبه در نيمهء دوم قرن سوم ، رها را يكى از شهرهاى ديار مضر نام برده و فاصلهء آن را تا حرّان چهار فرسخ نوشته است . « 8 » قدامه مىنويسد : رها شهرى رومى است و در دامنهء كوهى قرار دارد . « 9 » به نوشتهء اصطخرى ، در اين شهر سيصد دير است و كليسايى دارند كه در همهء ( دنياى آن روز ) اسلام از آن بزرگتر نيست و بوستانها و آب و كشاورزى بسيار دارد . « 10 » مقدسى در نيمهء دوم قرن چهارم چيزى بيش از آنچه اصطخرى و ابن حوقل
هامش
( 1 ) . سفرنامهء ابن جبير ؛ ص 300 - 303 .
( 2 ) . معجم البلدان ؛ ج 2 ، ص 235 .
( 3 ) . تقويم البلدان ؛ ص 309 .
( 4 ) . نزهة القلوب ؛ ص 103 و 104 .
( 5 ) .Callirhoe( 6 ) . سرزمينهاى خلافت شرقى ؛ ص 111 .
( 7 ) . فتوح البلدان ؛ ص 249 .
( 8 ) . المسالك و الممالك ؛ ص 57 و 73 .
( 9 ) . كتاب الخراج ؛ ص 73 .
( 10 ) . مسالك و ممالك ؛ ص 78 و صورة الارض ؛ جزء اوّل ، ص 204 .