سرانجام بايد گفت كه هرچه مىجست ، مىتوانست در سيراف بدست آرد . تا جائى كه ابن فقيه همدانى در كتاب « مختصر البلدان » از قول اصمعى « 69 » مىنويسد :
دنيا سه جاست عمان و ابله و سيراف . « 70 »
و هم او بنقل از اصمعى مىنويسد :
بهشت جهان سه جاست غوطه دمشق ، و نهر بلخ و نهر ابله ، و حاجت جاهاى جهان « 71 » سه جاست ابله و سيراف و عمان و عروس جهان رى و دمشق است . « 72 »
بندر سيراف از نظر اماكن عمومى نيز غنى بود . تعداد زيادى آب انبار براى ذخيره و مصرف آب مردم در اين بندر ساخته شده بود . در سده چهارم هجرى بنا به نوشته استخرى شهر داراى سه مسجد زيبا بود مراكز ديگر چون حمام و غيرو نيز در اين بندر وجود داشت .
جغرافيانويسان آنچنان تحت تأثير زيبائى بناها ، ثروت مردم ، رونق بازرگانى ، و نامورى و دليرى دريانوردان سيرافى قرار گرفتهاند ، كه كمتر باوضاع اجتماعى اين بندر پرداختهاند .
اما در ميان نوشتههاى آنان اشاراتى وجود دارد ، كه وضع اجتماعى سيراف را كموبيش نشان ميدهد .
از جمله اين جغرافيانويسان مقدسى است .
وى در مورد مردم فارس با نامهربانى بسيار ياد مىكند . در زمان او بسبب قدرت ديالمه ، مردم فارس آزادى بسيار در مذهب داشتند . و از سختگيرىهاى
هامش
( 69 ) - عبد الملك اصمعى اديب و لغتدان نامور در گذشته بسال 214 ه .
( 70 ) - مختصر البلدان - ابن فقيه - ترجمه - ح مسعود ص 18 .
( 71 ) - حاجت جامها بجاى واژه عربى حشوش ( ج . حش ) به كار رفته كه بمعنى بستان ، خرماستان و حاجت جاى است . ( المنجد ص 134 چاپ بيروت 1960 ) و چون سيراف نميتوانسته بستان و خرماستان باشد ، بنابراين براستى نزديكتر است اگر بگوئيم منظور اصمعى از حشوش حاجت جاىها بوده است . بويژه كه نام سيراف همراه با ابله و عمان آمده و اين هر سه از بزرگترين بنادر بازرگانى مشرق در دوران قديم بودهاند .
( 72 ) - مختصر البلدان ص 104 چاپ ليدن .