در سراسر ارتفاعات مشرف بر اين دره ، و دامنه كوههاى شمالى سيراف بازمانده سدها و بندها و جوىهاى آب به چشم مىخورد . اين نشاندهنده يك روش دقيق آبرسانى است و گوياى اين حقيقت ، كه در ارتفاعات شمال سيراف تا كوههاى جم ، هر كجا چشمه و چاهى بوده آب آن بوسيله اين شبكه گردآورى شده ، و با جمعآورى در مخازن و سدها ، بوسيله جويهاى سنگى و ساروجى بدره ليل رسانيده ميشده است .
بنابراين علاوه بر آب باران ، بخش مهمى از آب سيراف بوسيله همين روش از كوهستانهاى شمالى سيراف تهيه ميگرديد . مقدار ديگر از آب شهر بوسيله رشته قناتى كه چاههاى آب در سنگ كنده شده بود ، و از ارتفاعات شمال شهر آغاز ميگرديد و در انتهاى دره ليل آب آن خارج ميگشت تأمين ميشد .
پارهاى از اين چاهها پس از گذشت سدهها هنوز آب دارد .
ميتوان گفت كه بروزگار شاهنشاهى اردشير بابكان ، و بفرمان او براى ايجاد بندرى در اين محل بسيار مناسب ، شبكه آبرسانى مورد گفتگو و سدها و مخازن و كاريزها و چاهها را ايجاد كردند ، و آب حاصل از آن را « اردشير آب » ناميدند ، و دره ليل را « 67 » كه مظهر و محل گرد آمدن اين آبها بود به همان نام نامگذارى كردند .
اين نظريه را نوشته حمزه اصفهانى تائيد مىكند .
وى مىنويسد :
اردشير « آبهاى اصفهان را به دست مهر بن وردان قسمت كرد و همچنين آبهاى وادى خوزستان را نيز قسمت فرمود و از آب آن نهرها جدا ساخت ، از جمله نهر مشرقان ( مسرقان ) كه به فارسى اردشير كان خوانند « 68 » . »
اين نوشته به خوبى مىرساند كه اردشير بهنگام بنيانگذارى شهرها ، بامر
هامش
( 67 ) - به گمان نگارنده واژه ليل بايستى ماخوذ از نام درخت ليلك باشد كه درختى است ويژه مناطق جنوب ايران بويژه بوشهر و سيراف و نواحى اطراف آن .
( 68 ) - تاريخ پيامبران و پادشاهان ص 46 .